ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦
بكنيم، ولايت مال محجورهاست، ما امام قدس سره را در حقيقت انتخاب كرديم، زير بار ولايت نخواهيم رفت ولايت مال محجورهاست.
منشاء اين شبهه يك مغالطه مشترك لفظى است، حرفى است دانشجو پسند و ممكن است طلبه جوانى هم خداى ناكرده بپسندد.
امّا منشاء اين مغالطه چيست؟ بايد در دو مقام بحث كرد، مقام اوّل اينكه اولياء و انبياء وكيل مردمند يا ولىّ، مقام دوّم اينكه ولايت مال محجورين است با ولايتى كه اولياء و انبياء اولًا و باصاله دارند و فقهاى نامآورِ مدير مدبر و جانشين آنها ثانياً وبالتبع دارند از باب ولايت بر محجورين است يا اصلًا از اين سنخ نيست.
امّا آن مسأله اوّل الآن خيلى مورد ابتلا نيست، عدهاى برآنند كه آن مقام ملكوتى انبياء و اولياء همان علم حضورى آنهاست كه دارند و حقايق را با علم حضورى درك مىكنند، اين حق است و حقايق و معارف را با وحى دريافت مىكنند، اين حق است، كارشان هم هدايت مردم است، اين هم حق است، امّا مسأله حكومت، تدبير، سياست دارى، جامعه دارى و اداره كشور، اينها جز كارهاى انبياء و اولياء نيست، اگر مردم اينها را انتخاب كردند كه كردند و اگر انتخاب نكردند، نكردند، منتهى مردم بايد اينها را انتخاب كنند چون اصلح و اتقى هستند.
يعنى از آن سو كه شما مىنگريد اينها مأمور تشكيل كشور، نظام و يك سياستى نبودند در حقيقت اينها وكيل الرعايا هستند نه خليفة اللّه.
اگر اين است، اين همه جنگ و خونريزى كه قرآن كريم بين انبياء و امتهاى تبهكار نقل مىكند براى چه بوده؟ اگر انبياء رهبران الهى نيستند و همان كارهاى ملكوتى را دارند و تنها وكيل مردمند و عزل و نصب آنها بدست مردم است، حال اگر ملتى موكّل كسى بود و وكيل خود را عزل كرد وكيل كه نبايد دست به شمشير ببرد، اين آيه «كَايِّنْ مِنْ نَبىٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبّيُونَ كَثيراً» «١» براى چيست؟ اين آيه «بِقَتْلِهِمُ الْانْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ» «٢» براى چيست؟ اين آيه؛