ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥
مبدأ آن؛ و معاد هم اين و بينهما كه وحى و نبوت و صراط باشد، در خطبه قاصعه حرفش اين است كه «انّى ارى نُورَالْوَحْىِ وَ اشُمُّ رِيْحَ النُّبُوَّةِ» «١» به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد اين ضجه و ناله چيست كه من مىشنوم؟ حضرت فرمود اين آه و ناله شيطان است، شيطان بعد از آمدن وحى و نبوت من نااميد شد كه در اين سرزمين معبود شود. خودش فرمود:
من نور وحى را مىبينم، بوى وحى را مىشنوم، خودش حجت خدا و معصوم است، در حضور معصوم ديگرى به نام پيامبر صلى الله عليه و آله گفت. خودش معصوم است و هم تقرير شده معصوم. بعد وجود مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «يا على انَّكَ تَسْمَعُ ما اسْمَعُ وَ تَرى ما ارى وَ لكِنَّكَ لَسْتَ بِنَبِىٍّ وَ انَّكَ لَوَزيرٌ» «٢» اينرا ديگر در غوالى اللئالى نقل نكردند، سيد در نهجالبلاغه نقل كرده، پس ما سه اصل در عالم هستى بيشتر نداريم در هر سه على گفت من حضور دارم، نه اينكه مىفهمم، فرمود من مىبينم! علم كه از اين سه ضلع بيشتر نيست، خداست، قيامت است و وحى و نبوت، بقيه ديگر زير مجموعه اين اصولند، در هر سه بخش هم وجود مبارك حضرت فرمود من شاهد، حاضر و ناظرم، آنجا فرمود من مىبينم. در نبوت فرمود: من بوى نبوت را مىشنوم و در قيامت هم فرمود «لو كشف الغطا ما ازددت يقيناً» آن هم من مىبينم، اين على است، ما به اين على فخر مىكنيم شاگرد اين على هستيم.
ماهيت ولايت امّا آنچه كه به موضوع اين كنگره امام على عليه السلام با عنوان قرآن و ولايت برمىگردد. در بحثهاى طلبگى مدتها است گفته شده و نوشته شده، امّا باز شما مىبينيد اين شبهه در فضاى غير طلبگى هست، رسالت شما بزرگواران اين است كه اينرا در كتابت كتاب يا در مقالت مقال منتشر كنيد. يك حرف جاذبهدارى كه خطر را هم بدنبال دارد و آن اينكه، «مردم كه محجور نيستند تا ولىّ بخواهند!»، يك حرف شعارى است جاذبه هم دارد، دانشجو پسند هم هست، و آن اينكه ما چرا ولىّ بخواهيم ما براساس وكالت بايد كار