ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٩
خواص بحث پيرامون خواص، از جمله مباحثى است كه در ادبيّات جامعهشناسى و علوم سياسى و علوم اجتماعى و رهبرىشناسى، تحت عنوانهايى چون نخبگان، قهرمانان، رهبران و برگزيدگان و ... از ديرباز مطرح بوده است و هر يك از صاحبنظران در پُر تأثير بودن يا كم تأثير بودن نقش نخبگان ديدگاههاى خود را مطرح كردهاند (هادويان، ١٣٧٦)، آنچه را كه مقام معظم رهبرى مطرح فرمودهاند، ديدگاه نوينى به موضوع است. تعريفى كه ايشان از خواص جامعه يا برگزيدگان آن ارائه كردهاند، با ديدگاههاى مطروحه در ادبيات فوق متفاوت است. بررسىها نشان مىدهد كه طى هفت سال گذشته كه ايشان به شكلهاى مختلف اين موضوع را در جمع پاسداران و يا بعضاً در جمع نمايندگان خود در دانشگاهها مطرح فرمودهاند، تكيه اصلى ايشان در تعريف خواص «بصيرت» افراد است و ملاك اصلى از خواص بودن، روشنبينى، آرماننگرى و بصير بودن است. ايشان خواص را چنين تعريف مىفرمايند: «خواص» يعنى كسانى كه وقتى يك عملى انجام مىدهند، موضعگيرى مىكنند، راهى را انتخاب مىكنند از روى فكر و تحليل است.
مىفهمند و تصميم مىگيرند و عمل مىكنند.
ايشان در تكميل تعريفشان مىفرمايند:
نقطه مقابلش هم «عوام» است. «عوام»، يعنى كسانى كه وقتى جوّ به يك سمتى مىرود اينها هم مىروند، تحليلى ندارند.
در فرازى ديگر متذكّر مىشوند كه:
«بايد مواظب باشيم «عوام» نباشيم.» يعنى هر كارى مىكنيم از روى بصيرت باشد.
آنكه از روى بصيرت كار نمىكند «عوام» است لذا مىبينيم قرآن درباره پيغمبر مىفرمايد: «ادْعُوا الَى اللَّهِ عَلى بَصيرَةٍ انَا وَ مَنِ اتَّبَعْنى» يعنى من و پيروانم با بصيرت عمل مىكنيم و دعوت مىكنيم و پيش مىرويم.
در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه آيا هر فرد صاحب فكر و تحليلى كه در موضع خواص قرار گيرد در موضع حق هم قرار دارد اينچنين نيست. زيرا چه در طول تاريخ و