ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٧
اكنون سخن در اين است كه آيا حق تشريع بالاستقلال و بالاصاله براى پيامبر صلى الله عليه و آله ثابت است يا نه؟
از آيات مزبور چنين برمىآيد كه پيامبر تنها حق تفسير و تبيين احكام دين را دارد، و حق تشريع هرگز به معناى تفويض اختيارات در تشريع احكام بالاستقلال نيست، به اين معنا كه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز در كنار خدا بتواند از پيش خود و مستقل از خدا جعل و وضع قانون كند نيست.
در اصول كافى بابى تحت عنوان «التَّفْويضُ الى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ الَى الْائِمَّةِ عليهم السلام فى امْرِ الدّينِ» «١» آمده و رواياتى در ذيل آن ذكر شده كه براساس آنها امر دين به پيامبر و امام معصوم عليه السلام تفويض شده است. برخى از علما در اين زمينه دو احتمال مطرح كردهاند:
يكى اينكه تفويض در اين روايات، بدين معنا باشد كه پيامبر و امام بدون اينكه از وحى الهام بگيرند از پيش خود هر چه را خواستند بگويند، و حلال و حرام و واجب و غير آن از احكام الهى را جعل و وضع كنند. اين نوع تفويض قطعاً باطل است، و هيچ عاقلى آن را نمىگويد. ديگر اينكه تفويض به اين معنا باشد كه چون پيامبر صلى الله عليه و آله طبق گواهى قرآن هرگز از روى هوا و هوس سخن نمىگويد، بلكه آنچه مىگويد به او وحى مىشود؛ «٢» و همچنين به تصريح قرآن «٣»، او و جانشينانش معصوم و مصون از خطا و لغزش هستند، و روح و قلب آنها شايسته تابش انوار الهى، و مستعد براى تجلى الهامات قلبى، و نيز سزاوار دريافت پيامهاى غيبى و احكام الهى آسمانى مىباشد.
با اين بيان، آنچه پيامبر و امام مىگويند همه احكام الهى و پيامهاى غيبى آسمانى است، ليكن راههاى دستيابى به الهامات غيبى مختلف است، و علاوه بر وحى مستقيم توسط فرشته وحى كه از اختصاصات پيامبر است، راههاى ديگرى نيز وجود دارد؛ از جمله تراوش قلبى، از راه فرشتگان ديگر، الهام در خواب به شكل رؤياهاى صادقه و دريافت احكام بدون هيچ واسطهاى، نظير آنچه كه پيامبر صلى الله عليه و آله در سفر معراج از خدا