ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١
از جمله آياتى كه بر وجود ولايت تكوينى مزبور براى غير پيامبران و غير معصومان ديگر دلالت مىكند آيههاى ٣٨- ٤٠ از سوره نمل است كه درباره يكى از شيعيان خاص حضرت سليمان «آصف برخيا» مىباشد، كه با يك چشم بهم زدن، و بلكه كمتر از آن، بلقيس، ملكه سبا را با تختش نزد سليمان عليه السلام آورد! توضيح آن كه ولايت تكوينى برخلاف ولايت تشريعى، كمالى است اكتسابى، كه انسان با عبادت و پاكدامنى آنچنان قدرت روحى و كمال معنوى پيدا مىكند كه مىتواند به اذن و عنايت خاصه پروردگار در جهان و انسان تصرف كرده، و تأثير بگذارد، و همه يا برخى از موجودات جهان آفرينش مسخّر او و مجرى فرامينش شوند.
حداقل مقام معنوى كه انسان مؤمن موظف است آن را تحصيل كند تا بتواند به اين موهبت خاص الهى دست يابد، اين است كه مولاى چشم، گوش و بقيه اعضا و جوارح ظاهرى و باطنى خويش باشد، هر چه را چشم خواست نبيند، بلكه هر چه را او خواست چشم آن را ببيند، و همينطور ساير اعضا و جوارح، يعنى با تزكيه و تهذيب، عنان نفس خويش را به دست گيرد، و بر آن مسلط شود. «١» آنگاه است كه مصداق آيه شريفه «اللَّهُ وَلِىُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النُّورِ ...» «٢» مىگردد.
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در بيانى خطاب به ابوذر غفارى، برخى از اعمالى را كه موجب نيل به مقام ولايت تكوينى عام الهى مىشود برشمرده كه در اينجا به خلاصه آن اشاره مىكنيم.
«اى اباذر! اگر دوست دارى وارد بهشت شوى از آرزو بكاه، مرگ را نصبالعين خود قرار ده، از خدا آن چنان كه شايسته شأن اوست شرم كن ... شرم از خدا آن است كه قبر و پوسيدگى در قبر را فراموش نكنى، و شكم و غذايى را كه در آن مىريزى مورد توجه و كنترل قرار دهى، و نيز انديشهها و افكارى كه در سر مىپرورانى، وارسى و دقت كنى. بدان هر غذايى را كه در شكم خويش مىنهى، و هر فكرى را كه در حرم دل راه مىدهى، در مرئى و منظر خداست ...»