ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩
ب- مقبوليت مشروط به مشروعيت يكى از دستاوردهاى نظام ولائى اين است كه در آن مقبوليت آداب، احكام، فرهنگها و مقررات فردى و اجتماعى مشروط و منوط به مشروعيت آنها مىشود. مردم در نظام ولائى، وقتى حاكميت و قدرت و سلطنت را مىپذيرند كه در چارچوب شريعت آسمانى و در راستاى حيات معقول الهى و انسانى باشد. در اين صورت است كه مقبوليت، معقوليت نيز پيدا مىكند و قبول يا رد مردمى در راستاى عقل و منطق قرار مىگيرد.
امروزه در نظامهاى دمكراتيك چه بسا مقبوليتها كه فاقد مقبوليت است، چرا كه از مشروعيت فاصله گرفته است.
بهعنوان مثال هماكنون در پارهاى از جوامع دمكراتيك غربى، همجنس بازى داراى مقبوليت است! اما آيا مىتوان اين رذيلترا برخوردار از معقوليت و مشروعيت هم دانست؟! در جامعه ولائى، و به تعبير ديگر در جامعه مدنى دينى، مشروعيت شرط مقبوليت قرار مىگيرد و اكثريت افراد حكمى را مىپذيرند كه مشروع و بالتبع معقول باشد.
ج- نسبت حق و باطل با رأى مردم يكى از دستاوردهاى نظام ولائى اين است كه حق را مبتنى و منوط به رأى اين و آن نمىداند، بلكه حق را امرى مطلق مىشمارد و بدين طريق مردم را از تحير و ابهام مىرهاند. معيار حق در نظام ولائى، عقل و شرع است، خواه اكثريت با آن موافق باشند، خواه نباشند. در نظام ولائى گفته مىشود: در طريق حق، از قلت رهرو آن نهراسيد. در نظام ولائى نخست حق شناخته مىشود و سپس رهپويان طريق حقيقت مشخص مىشوند (اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ اهْلَهُ) البته در نظام ولائى تلاش بر اين است كه اكثريت، حق را بشناسند و علم و عمل خويش را در جهت نيل به حقيقت سمت و سو دهند و زندگى و رفتار خويش را با عقل و شرع هماهنگ سازند.
د- ولايت براى هدايت در جامعه ولائى، ولايت هدف نيست بلكه وسيله و بسترى براى هدايت است «ولىّ»