ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٤
الهى و امدادهاى غيبى، تولى به ولايت الهى و خلفاى راستين اوست. در نظام ولائى، نصرت حقيقى از جانب خداست و هرگونه امداد و يارىرسانى اگر در راستاى تحكيم ولايت الهى نباشد، مطرود و منتفى است. تناصر و ياورى افراد و گروهها نيز در يك نظام ولائى، بر محور ولايت است. «١» ٦- نفى سلطه در نظام ولائى: در نظام ولائى، ولايتپذيرى مرادف با نفى سلطه غير خداست و هيچ قدرت و قدرتمندى، فوق قدرت و حاكميت خداوند نيست. هر قانونى اگر متخذ از وحى و يا عقل هماهنگ با وحى باشد، مشروعيت و مقبوليت دارد.
در غير اين صورت آن قانون، مطاع نيست. «٢» ٧- طرد شياطين در نظام ولائى: براساس آيات قرآن، غير مؤمنان در ولايت شيطان هستند و بنابراين در نظام ولائى كه اهل اي ولايت در قرآن ١٢٥ واژه ولايت ص : ١٢٤ مان و تقوى در آن زندگى مىكنند، شياطين جايگاهى ندارند و قوانين و افكار و انديشههاى شيطانى نيز منزلت و مرتبتى نمىتوانند داشته باشند. در نظام ولائى، نظامهاى سياسى شيطانى عالم نيز به هيچ روى نبايد كوچكترين حضور و بروزى داشته باشند.
تئوريها و فلسفههاى شيطانى نيز در ساحتهاى گوناگون فرهنگ و اقتصاد، سياست و خانواده، آموزش و پرورش و ساير نهادهاى اجتماعى نظام ولايت، نبايد جايگاهى داشته باشند. «٣» ٨- مبارزه با طغيان و عصيان در نظام ولائى: در نظام ولائى، طواغيت و عاصيان مطرود و منفورند. از ديدگاه قرآن، طاغوتها كه در برابر امر خدا طغيان مىكنند، بر كفار ولايت دارند نه بر مؤمنان. بنابراين هر كس كه فرمانى از فرامين خدا را زير پا بگذارد تحت ولايت طاغوت است و در هر پست و مرتبت كه باشد، از تحت ولايت خداوند بيرون رفته و چارچوب نظام ولائى را در هم شكسته است و امر و دستور و قانون او