ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧
«فَانَّكَ قَدْ جَعَلَتَ دينَكَ تَبَعاً لِدُنيَا امْرِىءٍ ظاهِرٍ غَيُّهُ، مَهْتُوكٍ سِتْرُهُ «١» عمرو عاص! تو دين خود را پيرو كسى قرار دادى كه گمراهى او آشكار و پردهاش دريده است.
طلحه و زبير كه از سه خليفه قبلى هرچه مىخواستند دريافت مىكردند و تنها در يك قلم عثمان مبلغ ٠٠٠، ٢٠٠ دينار و ٠٠٠، ٢٠٠، ٢ درهم به طلحه بخشيد و مبلغ ٠٠٠، ٨٠٠، ٥٩ درهم در اختيار زبير قرار داد. «٢» فريب خوردگانى كه پول گرفتند تا با بمبگذارى امنيّت نظام اسلامى را تهديد كنند، در حرم امام رضا عليه السلام بمب منفجر كردند و در سراسر كشور دست به تخريب مىزدند آيا انگيزهاى جز دنياپرستى در آنان بود؟
٦- نفاق و دورويى برخى از خواص جامعه بيمارى نفاق و دورويى داشتند، و اين بيمارى، آنها را به سقوط كشاند، مىخواستند نان به نرخ روز بخورند كه هلاك شدند. امام عليه السلام نسبت به اين گروه فرمود:
«رَجُلٌ مُنافِقٌ مُظْهِرٌ لِلايمان، مُتَصَنِّعٌ بِالْاسْلامِ، لا يَتَأثَّم وَ لا يَتَحرَّجْ، يَكْذِبُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله مُتَعَمِّداً فَلَو عَلِمَ النَّاسُ انّهُ مُنافِقٌ كاذِبٌ لَمْ يَقْبَلوا مِنْه، وَ لَمْ يُصَدِّقوا قَوْلَهُ، وَ لكِنَّهُم قالُوا صاحِبُ رَسُول اللَّهِ رَآهُ «٣»» شخص منافق، تظاهركننده به ايمان، كه نقاب اسلام بر چهره دارد، نه از گناه مىترسد، و نه از آن دورى مىجويد، و از روى عمد به پيامبر دروغ مىگويد، اگر مردم مىدانستند كه او منافق دروغگو است او را تصديق نمىكردند امّا با ناآگاهى مىگويند: او از اصحاب پيامبر است و او را ديده است.
در آغاز حركت امام از پاريس، ديديم كه بنىصدر و قطبزاده و يزدى، با چه شعارهائى همراه امام شدند و چگونه با تظاهر به اسلام در توده عوام نفوذ كردند، و