ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥
سياسى بهتر از امام مىفهميم، آشكار و پنهان در برابر مواضع سياسى امام موضع گرفتند و وحدت كلمه را به تفرقه و جدائى كشاندند.
٣- تعصّبهاى جاهلى درست است كه برخى از خواص به مراتب بالايى از آگاهى و علم و كاردانى رسيده بودند، و در ميان اصحاب بزرگ رسول خدا جايگاه ممتازى داشتند امّا روحيه انقلابى بودن را نتوانستند حفظ كنند، دچار تعصّبهاى كور جاهلى شده مىگفتند: خاندان من، قبيله من، نام و ياد دودمان من.
بهجاى آنكه حق محورى و خداجويى أساس بينش آنان باشد، به معيارهاى پوچ جاهلى روى آوردند و از حق روىگردان شدند. امير مؤمنان عليه السلام در خطبه ١٩٢ به اين آفت اشاره كرده مىفرمايد:
«وَ امَّا الأَغْنِياءُ مِنْ مُتْرَفَةِ الْأُمَم، فَتَعَصَّبُوا لِآثارِ مَواقِعِ النِّعَمِ فَقالُوا: نَحْنُ اكْثَرُ امْوالًا وَ اولاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ» «١» و سرمايهداران فساد زده امّتها، براى داشتن نعمتهاى فراوان تعصّب ورزيدند و گفتند، ما صاحبان فرزندان و اموال فراوانيم و هرگز عذاب نخواهيم شد.
گاهى برخى از خواص جهت گرايشهاى ناسيوناليستى و دفاع از قوم و خويشاوندان سقوط كردند، و همه ارزشهاى معنوى خود را فراموش كردند. آيا مشكل خلق مسلمان همين نبود؟ و آن شخصى كه اين گروه را رهبرى مىكرد در يك سخنرانى رسمى نگفت (آذربايجان غربى و شرقى بايد زير نظر من اداره شود) كه برادران آذرى را به شهر قم كشاندند و آنهمه كشته و زخمى و مجروح برجاى گذاشتند، حادثه آنقدر مهم بود كه در سناى آمريكا گفته شد با پديد آمدن غائله خلق مسلمان ديگر نيازى به حضور ناو ما در خليج فارس نيست.