ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤
چنان سوابقى، تنها هواپرستى و قدرتطلبى مىتواند او را منحرف سازد.
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بارها در نهجالبلاغه همگان را از هواپرستى هشدار داد و فرمود:
«انَّ اخْوَفَ ما اخافُ عَلَيْكُم اثْنَتان، اتِّباعُ الْهَوى، وَ طُولُ الْأَمَلِ» همانا ترسناكترين چيزى كه بر شما هراسناكم دو چيز است، هواپرستى، و آرزوهاى طولانى دروغين. «١» راستى آنها كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى نغمههاى جدائى سردادند درصورتيكه در علم و دانش مقام والائى داشتند، چيزى جز هواپرستى آنها را به سقوط كشاند؟
جز اين بود كه مىخواستند خود را مطرح كنند؟ و از اينكه مردم بسوى آنان گرايش نداشتند نگران بودند؟
٢- غرور و خودبرتر بينى درست است كه خواص آگاهى دارند، علم و دانش لازم فراهم آوردهاند امّا غرور و خودبرتربينى آفتى است كه چراغ علم را خاموش مىكند. امام على عليه السلام در خطبه ١٩٢ مىفرمايد:
«أَلا فَا الْحَذَرَ الْحَذَرِ مِنْ طاعَةِ ساداتِكم و كُبَرائِكُمْ، الّذِينَ تَكَبَّرُوا عَنْ حَسَبِهِمْ وَ تَرَّفَّعُوا فَوْقَ نَسَبِهِم» آگاه باشيد! زنهار! زنهار! از پيروى و فرمانبرى سران و بزرگانتان، آنانكه به اصل و حسب خود مىنازند، و خود را بالاتر از آنچه كه هستند مىپندارند.
طلحه و زبير دچار غرور شده بودند و مىگفتند چرا ما نبايد رهبر جامعه باشيم؟ و چرا امام على عليه السلام از ما گوش نمىكند؟ و تسليم خواستههاى ما نمىگردد؟
علّت انحراف برخى از سياستمداران پس از انقلاب اين بود كه مىگفتند ما در مسائل