ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١
كه به تسليم يا فرار مىانديشيد، امّا آنگاه كه جمعى از خواص بهنام حافظان و قاريان قرآن تداوم جنگ را زير سؤال بردند و از لشگرگاه امام خارج شدند، و برخى از فرماندهان كوفه منافقانه با عوامل معاويه تماس برقرار كردند و اشعثها فرياد صلح و حكميّت سردادند، و جمعى از خواص و فرماندهان را تحريك كردند و يك كودتاى نظامى را در حسّاسترين لحظه تاريخ سامان دادند و به امام با كمال بىشرمى گفتند يا دستور بده مالك از خط مقدّم بازگردد يا با تو خواهيم جنگيد!! و تسليم توطئهها و فريبكارى دشمن شدند، شكست خوردند و اين لكّه ننگ جاودانه بر پيشانى آنان ماند.
بزرگان و سردمداران نهروان نيز همه از خواص جامعه اسلامى بودند كه حافظ قرآن و مجاهد فى سبيل اللّه بوده و براى اجراى عدالت مىجنگيدند. و عوام نهروانىها را چنان منحرف كردند كه در برابر امامشان موضع گرفتند و دست به شمشير بردند.
حادثه صلح امام مجتبى عليه السلام نيز رهآورد سكوت و انزوا و رفاهطلبى خواص بود، حمايت نكردند، و شرائط مهم سياسى را درك ننمودند، فريب دشمن را خوردند تا صلح تحميلى سامان گرفت، آنان كه كيسههاى طلا را ديدند و امام خود را نيمهشب تنها گذاشتند از خواص لشگريان امام مجتبى عليه السلام بودند.
و سرانجام همه ديدند كه حضرت ابا عبدالله عليه السلام شهيد خيانت خواص شد آنها كه نامهها نوشتند و انكار كردند، آنهاكه سوگندها خوردند و سپس سُست شدند. آنانكه پيام و اهداف امام را مىدانستند و در مدينه و مكّه بىتفاوت و ساكت از كنار امام رد شدند. و آنانكه فتوا صادر كردند و ريختن خون فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله را براى حفظ وحدت!! لازم شمردند. و آنانكه مقدارى از راه را همراهى كردند و سپس فرار را بر قرار ترجيح دادند.
باتوجه به «اگرهاى تاريخ» نقش خواص در حمايت از ولايترا مىتوان درتمام مقاطع تاريخ سياسى اسلام به روشنى مشاهده كرد و اهميّت سرنوشت ساز آن را دانست كه:
هرگاه خواص جامعه، عوام را آگاهى دادند و براى اقامه حق و عدل بسيج نمودند، به صلح و آرامش و سعادت جاودانه رسيدند. و هر زمان خواص جامعه به دنياطلبى، رفاهزدگى و خودمحورى روىآوردند و عوام را سرگردان يا منحرف كردند، آن جامعه به سقوط و انحراف كشيده شده و نابود گرديد.