جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٥

- تلاش براى حذف همه ساختارهاى اقتصادى كه در برابر بخش خصوصى قرار مى‌گيرند؛ مداخله آشكار و مؤثر صندوق بين‌المللى پول (: بانك جهانى) در اقتصاد كشورهاى ديگر؛ - حمله به پول ملى كشورهاى جهان سوم؛ - مداخله فعال در بورس جهانى؛ - انحصار و تمركز نوآورى، تحقيق و توسعه در مؤسسات خصوصى چند مليتى؛ - ديكتاتورى سهامداران و شركتهاى چند مليتى.
جهانى‌سازى سرمايه‌دارى، بيشتر در اختيار آمريكا است. زيرا:
- با هژمونى رهبرى بلامنازع آمريكا بر جهان همراه است؛ «١» - از ويژگيهاى آن، حلمه نظامى به كشورها، با ناديده گرفتن حقوق بين‌المللى به بهانه دروغين دفاع از حقوق بشر، آزادى و حقوق اقليتها است؛ - تسلط مؤسسات مالى و شركتهاى بيمه و ... پديده نوين اقتصاد سرمايه‌دارى است كه كنترل و تسلط بر آن در دست آمريكا است؛ مثلا يك سرمايه‌دار آمريكايى به نام ژرژ سوروس در تلاش براى كاهش ارزش فرانك فرانسه، دو روز نخست وزير وقت فرانسه (بالا دور) و چند وزير و صدها كارشناس مالى و رؤساى بانكهاى اروپايى را پاى ميز مذاكره معطل كرد. «٢» يكى از كارشناسان به شكلى ديگر، رابطه جهانى‌سازى با سلطه گرى آمريكا را به تصوير مى‌كشد. به اعتقاد وى آمريكا، بار ديگر براى استقرار سركردگى جهانى خود، متناسب با شرايط اقتصادى، سياسى و نظامى‌اش، دست به تعرض زده است. از نگاه سوئيزى، آمريكا قبل از اين نيز در پى سلطه‌گرى بوده و اينك در تلاش است، سلطه خود را بر جهان بگستراند.
يكى از ابزارهاى اصلى سلطه‌گرى آمريكا، قدرت نظامى است كه از ١٩٤٥ سر برآورده است و تا زمانى كه شوروى پا بر جا بود، روشى مسالمت جويانه داشت، ولى پس از آن، به حالت تعرض درآمد. از اين رو است كه هنرى كيسينجر مى‌گويد: جهانى‌سازى، فقط واژه ديگرى است، هم معناى سلطه ايالات متحده آمريكا. دستگاه اصلى كه استراتژى سلطه‌جويانه واشنگتن را اجرا مى‌كند، ناتو است، و علت اصلى عدم انحلال ناتو پس از فروپاشى ورشو و شوروى‌