جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٤
٢- ٤. غير ايدئولوژيكسازى سياست خارجى ايران جهانىسازى، تعداد بازيگران ملى و منطقهاى را افزايش مىدهد كه حاصل آن، تجزيه قدرتى خواهد بود كه پيش از اين مقاومت بيشترى در برابر سياستهاى يك سويه جهانى سازان داشت. در اين شرايط جديد، جهانىسازان با توجه به امكانات مالى و ارتباطى وسيعى كه در اختيار دارند، مىكوشند كشورهايى چون ايران را وادارند كه از شعارهاى ضد استكبارى خود دست بردارند، و نيز، موانع بىشمارى را براى كاهش امكانات توزيع ارزشهاى جهانى انقلاب اسلامى ايجاد مىكنند. همچنين، از جايگزينى مفهوم شرق و غرب به جاى شمال و جنوب خوددارى مىكنند، به آن جهت كه عبارت شمال و جنوب يك مفهوم با ارزش اقتصادى است، اما عبارت شرق و غرب از اهميت ايدئولوژيكى و فرهنگىتر برخوردار است.
جهانىسازان از ترويج اصطلاح دارالكفر و دار الاسلام بيمناكاند، و ترجيح مىدهند كه به جاى آن، همان اصطلاح سنتى و كم تأثيرتر مسلمان و غير مسلمان مورد استفاده قرار گيرد.
تصميمسازان و تصميمگيران جهانىسازى از گسترش مفاهيمى چون مستضعفان و مستكبران نگرانند، و در صدند آن را با اصطلاحات كم خطرترى مانند كشورهاى مركز و پيرامون پر نمايند. به هر روى، مقابله آشكار و رو به رشد با ارزشهاى سياسى متأثر از انقلاب اسلامى به معناى مخالفت غرب با صدور انقلابى ارزشهاى جهان اسلام، و به بيان ديگر، به مفهوم غير ايدئولوژيك كردن سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران است. در صورت غير ايدئولوژيك شدن سياست خارجى ايران، ايران را به جاى اصالت دادن به مصالح اسلامى در سياست خارجى، تنها به منافع ملى توجه خواهد كرد. «١» ٣- ٤. ايجاد نگرش اقتصادى به تحولات بينالمللى محور برنامهريزى و برنامهسازى جهانىسازى، اقتصاد و امور ماليه است. البته اين به معناى آن نيست كه جهانىسازى تنها داراى ابعاد اقتصادى، تجارى و مالى است، ولى بيشترين ابعاد جهانىسازى در اقتصاد ظهور يافته، مؤسسات اقتصادى بينالمللى در عرصه اقتصاد فعالتر بوده و شركتهاى چند مليتى، اغلب اقتصادىاند، و يا با انگيزههاى اقتصادى فعاليت مىكنند.