جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٤

٤. نسبت روش به ابزار، همانند نسبت كل به جزء است. از اين رو، ابزار شاخه‌اى از روش به شمار مى‌آيد؛ ٥. روش، طريقه رسيدن به هدف را معلوم مى‌كند و ابزار وسيله رسيدن به آن را، و به اين جهت، روش‌ها نسبت به ابزارها، كمتر تغيير مى‌كنند.
١. آمريكا، روش‌ها و ابزارهاى جهانى‌سازى‌ ريچارد نيكسون- رئيس جمهور نيمه اول دهه ١٩٧٠ آمريكا- در كتاب «١٩٩٩، پيروزى بدون جنگ» مى‌نويسد: «ما نياز داريم براى روزهاى نو، خود را آماده كنيم و آمريكا را جهت رهبرى در قرن بيست و يكم آماده سازيم، تصميمى كه ما مى‌گيريم، عميقاً بر رويدادهاى آتى جهان تأثير خواهد داشت.» در اين سخن، دو مقوله مهم وجود دارد:
١. آمريكا شايستگى رهبرى جهان را دارد؛ ٢. كسب آمادگى براى احراز رهبرى جهان، به روش‌ها و ابزارها وابسته است. از اين رو، نيكسون خود به مسأله ابزارها و روش‌ها اشاره مى‌كند و در پاسخ به اين سؤال كه آمريكا بر جهانى كردن خويش به چه ابزارها و روش‌هايى نياز دارد، «١» مى‌نويسد:
«برخى از بنيان‌گذاران قانون اساسى آمريكا، از خلق نظمى نوين براى آينده سخن گفته‌اند.
البته آنها نمى‌خواستند، مدينه فاضله بسازند، كه در آن انسان‌ها، مانند انسان عمل نمى‌كنند.
آن‌ها مى‌خواستند بناى محكمى بنا كنند كه بعد از آنها باقى بماند و نيز، هيچ كس در تاريخ، مانند آن را نساخته باشد. براى نيل به اين هدف، آن‌ها پس از سال‌هاى پر آشوبِ آمريكا، قانون اتحاد دولت‌هاى آمريكايى را نوشتند كه طى آن، دولت‌هاى ضعيف، يك دولت قوى (: استقلال آمريكا: آمريكاى فعلى) را تشكيل دادند. از زمان استقلال، آمريكايى‌ها بر اين باور بودند كه بايد به دنبال ارائه آرمان‌هايى فراگيرتر از آرمان‌هاى ملى باشند. و در اين راه، اين سخن توماس جفرسون- يكى از رؤساى جمهور سابق آمريكا-: ما تنها براى خودمان عمل نمى‌كنيم، بلكه براى بشريت عمل مى‌كنيم، و نيز سخن آبراهام لينكلن كه از آمريكا به عنوان آخرين و بهترين اميد زمين صحبت مى‌كرد، راهنماى آنان بود.» «٢»