جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٠
دولتهاى متعددى در اروپا پديد آمد و دوم، نظامهاى سنتى، اعتبار سياسى اجتماعى خود را از دست دادند و سرانجام، انديشههاى نو و بىسابقهاى درباره انسان پا گرفت.
مرحله دوم (: مرحله آغاز): اين مرحله، همانند مرحله نخست در اروپا روى داد و تا دهه هفتادم قرن هجدهم ادامه يافت. از ويژگيهاى مرحله دوم اين است كه انسان مدارى به اوج خود رسيد، مفهوم و حقوق شهروندى طلوع كرد، هماهنگى دولت با خواستههاى مردم به تنها ملاك مشروعيت دولت تبديل شد، سازمانهاى رسمى بينالمللى تشكيل شد و گسترش يافت و قراردادهاى فرامرزى و ارتباطات بينالمللى توسعه پيدا كرد.
مرحله سوم (: دوره خيزش): در اين مرحله، كه با وقوع انقلابهاى پى در پى صنعتى همراه بود، در كنار توسعه چشم گير جامعه ملى در عرصههاى داخلى و خارجى، مفاهيمى چون جهانى و جهانگير وارد ادبيات سياسى شد. عمدهترين تحولات اين دوره عبارت بود از:
شناسايى جوامع غير اروپايى از سوى غرب به عنوان واحدهاى مستقل سياسى، پذيرش كشورهاى غير اروپايى در الگوى جامعه بينالمللى، افزايش فزاينده ارتباطات در جهان و گسترش حوزه تأثير آن با شكلگيرى رقابتهاى بينالمللى با انگيزههاى مختلف در ابعاد اجتماعى، وقوع نخستين جنگ جهانى (: جنگ جهانى اوّل يا جنگ بزرگ) و شكلگيرى جامعه ملل به عنوان نخستين سازمان بينالمللى فراگير.
مرحله چهارم (: دوره تعارض): مرحله چهارم تا ١٩٩٥ يعنى اوج جنگ سرد بين دو بلوك شرق و غرب ادامه يافت. در اين دوره اولًا، فنّاو جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست ٨١ ١. آيات قرآن كريم ص : ٨١ رى به صورت سرسام آورى توسعه يافت.
ثانياً، سلاحهاى بنيان افكن هستهاى، توليد شد و به كار رفت. ثالثاً، جنگ جهانى دوم، مهمترين نزاع اين دوره بر سر معيارهاى جهانىسازى روى داد. رابعاً، تلاش براى حل بحرانهاى ناشى از تسليحات هستهاى آغاز شد. خامساً، سازمان ملل متحد با گستره وسيعتر، جايگزين جامعه ملل گرديد. سادساً، بلوك بندى جديدى چون جنبش عدم تعهد شكل گرفت.
مرحله پنجم (: آغاز پديده جهانىسازى): مىتوان براى اين دوره، كه تا آغاز دهه ١٩٩٠ طول كشيد، ويژگيهايى از اين قرار برشمرد: پيدايش جنبشهاى متعدد جهانى همچون فمنيسم، استقرار رسانههاى گروهى با گستره جهانى، اشاعه و گسترش سلاحهاى مخرّب هستهاى و شيميايى، رشد آگاهى ملل ضعيف و جهان سومى و آغاز عصر استعمار زدايى،