جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٣

٢- ٢. منطقه‌گرايى‌ مفهوم جهانى‌سازى از ابعاد مختلف مورد بررسى قرار گرفته كه يكى از اين ابعاد، بُعد اقتصادى است. در بُعد اقتصادى، جهانى‌سازى به معناى ادغام بيشتر بازارهاى جهانى، تكامل فعاليت‌هاى فرامرزى بنگاه‌ها و شركتهاى اقتصادى، گسترش بين‌المللى مناسبات توليدى و مبادله كالا، پروسه به هم پيوستگى بيشتر اقتصادها، يك پارچه شدن تجارت و ... است.
«بنابراين، جهانى‌سازى فرايندى است كه در آن مرزهاى اقتصادى ميان كشورها، هر روز كم رنگ‌تر مى‌شود.» «١» به منظور مقابله با تبعات منفى جهانى‌سازى، ايجاد ضمانت اجرايى و طراحى مكانيزمى در سياست‌گذارى‌هاى اقتصاد، براى كشورهاى اسلامى و جهان سوم و ايران لازم است، تا از اين طريق بتوانند، در فضاى پيچيده و دشوار، به توان رقابت اقتصادى دست يابند، و نيز، آن را حفظ نمايند. منطقه‌گرايى يكى از مكانيسم‌هايى است كه مى‌تواند تا حد زيادى به اقتصاد كشورهاى در حال توسعه در مقابل تبعات منفى جهانى مصونيت ببخشد. جهان سومى‌ها در اين صورت قادر خواهند بود، حل مسائل تجارى و اقتصادى خود را تسهيل نمايند و به ارتقاى سرمايه‌گذارى و رشد اقتصادى درونى دست يابند. شرط دسترسى و موفقيت به همكاريهاى منطقه‌اى آن است كه در اين عرصه به مشتركات فرهنگى، سياسى، امنيتى، تاريخى و ... توجه و موانع با استفاده از امكانات بالفعل و بالقوه به سرعت پشت سر گذاشته شود. قرابت و نزديكى كشورهاى يك منطقه، به لحاظ فرهنگ، نژاد، زبان، دين و ... و نيز، فاصله كوتاه ارضى و كمى هزينه‌هاى حمل و نقل و خطرات مشترك زيست‌محيطى موجب تمايل بيشتر اين كشورها به همكارى‌هاى منطقه‌اى خواهد بود. «٢» موقعيت جغرافيايى ايران و كشورهاى منطقه، نقش به سزايى در تعيين جايگاه منطقه‌اى و بين‌المللى كشورها در فرايند جهانى‌سازى ايفا مى‌كند. از ظرفيتهاى بالفعل و بالقوه‌اى كه مى‌تواند در تأمين منافع مشترك كشورهاى منطقه‌اى نقش داشته باشد، و به تحكيم جريان هم‌گرايى منطقه‌اى يا منطقه‌گرايى منجر شود، همكاريهاى نفتى است. منطقه‌اى كه ايران در