جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠٣
بيشتر سرمايه گذارى شركتهاى فرامليتى در جهان سوم در زمينه كارخانه و تجهيزات ثابت و غير متحرك است، در حالى كه عدم تحرك سرمايه توليدى، توسعه نابرابر را تشديد مىكند و شكاف روز افزون دول ثروتمند و فقير را سرعت مىبخشد. توليداتى كه از سوى شركتهاى چند مليتى توليد مىشود و بازاريابى آن كه نيازمند زنجيره تبليغى وسيعى است، در اختيار چند مليتىهاست. اين شركتها در بخشهاى خاصى از اقتصاد محلى سرمايه گذارى مىكنند، نه در همه آنها. اين امر به قطع پيوندهاى طبيعى اقتصادى در كشورهاى جهان سوم منجر مىشود.
چند مليتىها، تنها بخشى از فناورى را به جهان سوم منتقل مىكنند كه لو رفتن آن صدمات اساسى به فناورى غرب وارد نكند. به علاوه، به كارگيرى فناورى سرمايه طلب نه كارگر طلب از سوى اين شركتها به بيكارى شدت مىدهد. همچنين اين فناورى را در غياب شركتها نمىتوان به كار انداخت. تجربه نشان مىدهد كه شركتهاى فرامليتى، الگوى مصرف جوامع سوم را تغيير دادهاند. نتيجهاى كه حاصل كار ديروز و فرداى شركتهاى چند مليتى به عنوان يكى از مهمترين ابزارهاى جهانىسازى، فقيرتر شدن جامعه سوم بوده، هست و خواهد بود.
٤. پديده مهاجرت و پناهندگى «١» جهانىسازى پديده مهاجرت را نهادينه و آمار مهاجرين را گسترش مىدهد. به همين جهت، از دهههاى ١٩٨٠ و ١٩٩٠ موج جديد و چشم گير مهاجرت به آمريكا به چشم مىخورد. «٢» بنابراين، همه علل مهاجرتهاى جهان سومى به غرب، ناشى از سياست كشورهاى در حال توسعه نيست، بلكه بيش از آن، علت مهاجرت را بايد در نظم يك سويه نظام جهانى ديد.
كشورهاى توليد كننده پناهنده و مهاجر، اغلب جهان سومى هستند. از اين رو، مهاجرت پيامد نقل مكان انسانى به سوى اقتصادهاى پيشرفته جهانى است، غافل از اين كه مهاجرين نمىدانند از حق انتخاب كمترى در كشورهاى مهاجرپذير برخوردارند. فشارهاى بانك جهانى و صندوق بينالمللى پول به اجراى سياستهاى تعديل اقتصادى، اقتصاد جهان سوم را به تحليل