جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١١٣

فصل هشتم: جهانى سازى غربى و ايران‌ جهانى‌سازى، بسيارى از كشورها را با چالش مواجه كرده، زيرا جهانى‌سازى به مفهوم گسترش اقتصاد، فرهنگ و سياست آمريكا در پهنه جهان است. از اين رو، جهانى‌سازى با هدف تضعيف حاكميت و اقتدار كشورها، و سرانجام براى از بين بردن واحدها يا كشورهاى كوچك، يا استحاله يا ادغام آنها در جهان غرب به كار گرفته شده است. البته نمى‌توان فرصتهايى را كه جهانى‌سازى پديد مى‌آورد انكار كرد، ولى اين فرصتها در مقابل تهديدها و چالشها اندك و ناچيز است. به عبارت ديگر، جهانى‌سازى عبارت است از رقابت و مبارزه بى‌قيد و شرط در سطح جهان كه براى كشورهاى غنى درآمد بيشتر مادى و معنوى و براى كشورهاى فقير، فقر بيشتر به همراه مى‌آورد. به اين جهت، فيدل كاسترو- رهبر انقلاب كوبا- مى‌گويد: جهانى‌سازى، گرسنگى، مرض و درماندگى را به دنبال دارد، و نيز جميز گراف- انديشمند غربى- بر آن است كه جهانى شدن، چهره شيطانى دارد نه انسانى. در مورد ايران، چهره شيطانى جهانى‌سازى را مى‌توان در ابعاد زير جست‌وجو كرد.
١. فرهنگ‌ فرهنگ آمريكايى در نهاد جهانى‌سازى قرار دارد. فرهنگ آمريكايى خود را برترين فرهنگ مى‌داند، و در صدد است به شيوه‌ها و ابزارهاى مختلف، خود را به فرهنگ مسلط جهانى تبديل نمايد. انديشه سلطه جويانه فرهنگ آمريكايى، تأثيرات زيان بار زير را بر جوامع انسانى و ايران مى‌گذارد: