جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٠
٢. تاريخ رويكرد به جهانىسازى برخلاف تازگى ظاهرى پديده جهانىسازى، ميل به آن- چه در تئورى و چه در عمل- سابقهاى بس طولانى دارد. گرايش به جهانىسازى، نخست در اديان الهى چون اسلام بروز كرد. اديان بزرگ الهى، همچون يهوديّت، مسيحيّت و اسلام، همواره سوداى جهانىسازى داشته و دارند. اينك نيز در پى آناند كه امت و حكومتى واحد و جهانى پديد آورند. از ميان همه ايدههاى جهانىسازى، اسلام، برترين و كاملترين شكل جهانىسازى دينى را مطرح كرده است: «انّ الارض يرثها عبادى الصَّلحون» (انبياء: ١٠٥). مخاطبان جهانىسازى اسلامى، نه عرب هستند، نه عجم، نه مكى، نه مدنى و نه حتى مسلمانان، بلكه همه مردمند و معنويت (خدا) و عقلانيت (انسان) دو عنصر اساسى آنند. در كنار اديانى چون اسلام، تمدنها، كشورها و انسانهايى نيز بودهاند كه بر اساس انديشههاى جاهطلبانه، سودجويانه و توسعه خواهانه، ميل به جهان گرايى داشتهاند و حتى كوشيدهاند از گذر جهانگشايىهاى نظامى، به آن جامه عمل بپوشانند. بابليان، ايرانيان و روميان باستان از همين تمدنهايند كه كوشيدهاند بر جهان حكومت يابند و همگان را به پيروى از ارزشهاى خويش وادارند. «١» در جهان معاصر اغلب از دو مكتب ماركسيسم و كاپيتاليسم به عنوان مدّعيان حكومت جهانى نام مىبرند. ماركسيستها با تقسيم تاريخ به كمون اوليّه، بردهدارى، فئوداليسم و كاپيتاليسم، مدّعىاند كه بشر با گذر از اين مراحل چهارگانه، به مرحله نهايى يعنى كمونيسم، پاى مىگذارد كه نوعى حكومت جهانى با ويژگىهايى همچون مرام اشتراكى و نبودِ دولت و مالكيّت است. البته آنها پيش از ورود به مرحله پايانى تاريخ، يك مرحله انتقالى به نام سوسياليسم را نيز پشت سر مىگذارند. سوسياليسم كمى به كاپيتاليسم و اندكى به كمونيسم شبيه است. در سوسياليسم همانند كاپيتاليسم، دولت و حكومت وجود دارد، ولى برخلاف كاپيتاليسم حكومت در اختيار همه نيست، بلكه شعار حاكميت كارگران را مطرح مىكند. اگر چه شكست كمونيسم در دنياى امروز، به معناى آرمانى بودن صرف يا خيالى بودن حكومت جهانى كمونيستى است، ولى سوسياليستها معتقدند، به علت ريشهدار بودن شعارهاى عدالت و مساوات سوسياليستى در نهاد و فطرت انسان، بشر دوباره سراغ سوسياليسم و سپس كمونيسم خواهد آمد. «٢»