جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠٩
٨. امپرياليسم فرهنگى «١» از دهه ١٩٧٠/ ١٣٥٠ به بعد، مفاهيمى چون امپرياليسم فرهنگى، امپرياليسم رسانهاى، وابستگى فرهنگى و استعمار الكترونيكى مطرح شد. هدف از طرح اين واژهها، نشان دادن تأثير فرهنگ غرب بر مؤلفههاى فرهنگى جهان سوم بود. به بيان ديگر، امپرياليسم فرهنگى و مانند آن قصد القاى اين ايده را داشته و دارد كه گرچه دوران تسلط اقتصادى و سياسى مستقيم قدرتهاى سلطه گر در شُرف پايان است، اما شكل ديگرى از سلطه بينالمللى در آغاز راه است كه هدف آن، رواج دادن صورتهاى فرهنگى غرب است تا مقاومت فرهنگى كشورهاى توسعه نيافته را به تحليل برده و انگيزه استفاده از فرآوردههاى فرهنگى به سبك غرب را در آنان به وجود آورد.
در امپرياليسم فرهنگى، موسيقى جايگاه ويژه دارد. زيرا، موسيقى نشانى از هويت فرهنگى بومى، محلى و ملى است، و نيز به آن جهت كه قادر است از محدوده مرزها بگذرد. شايد به اين دلايل است كه از اواسط دهه ١٩٨٠/ ١٣٦٠ برخى از كارآمدترين نقدها درباره تزامپرياليسم فرهنگى توسط محققان موسيقى نگاشته شده است. تأثير امپرياليسم فرهنگى بر موسيقىهاى محلى و ملى به دو گونه بوده است:
١. موسيقىهاى محلى و ملى به تدريج تحت تأثير سبكهاى غربى قرار گرفتند، به گونهاى كه موسيقىهاى بومى، موقعى ارزشمند تلقى مىشوند كه با مفاهيم غربى سازگارى داشته باشد. شايد به همين دليل زبان موسيقى انگليسى است، و بيشتر موسيقىهايى كه در گوشه و كنار جهان توليد و توزيع مىشود به زبان انگليسى است. همچنين تقريباً همه ستارگان موفق دنياى موسيقى از دهه ١٩٥٠/ ١٣٣٠ به بعد، اهل انگليس و آمريكاى شمالى بودهاند.
٢. غرب با بهرهگيرى از تكنولوژى برتر خويش، تجارت موسيقى را در دست دارد. آنها با توليد موسيقى در كاستهاى ارزان قيمت، آن را در دسترس مردم زيادترى قرار مىدهند.
به عنوان مثال موسيقى «پالم واين» يكى از مهمترين موسيقىهاى آفريقاى غربى، در اواسط