جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٧
- پروتستان گُسترى: در ميان اديان، اسلام و مسيحيت ميل بيشترى به جهانىسازى داشتهاند.
البته ميل به جهانىسازى در مسيحيت كمتر از اسلام است، ولى در چند قرن اخير، و به ويژه در چند دهه گذشته، مسيحيتِ پروتستان بيش از اسلام از ابزارها و امكانات جهانىسازى برخوردار بود. پروتستان يا اصلاحات مسيحى به دو صورت در پروژه جهانىسازى غربى تأثير گذاشت:
اول: كليسا را به تابعيت دولت درآورد كه از آن به عرفى كردن دين ياد مىشود.
دوم: كشيشها را به عنوان حلقه واسط بين مردم و خدا برداشت كه از آن به فردگرايى پروتستان نام مىبرند. از اين رو، امكان گره خوردن مسيحيت اصلاح شده با نوگرايى غرب فراهم آمد كه هيچ يك از آن دو به رعايت اصول اخلاقى، پرهيز از جنگ، دورى از استثمار اقتصادى و ...
اهميتى نمىدهند. و همچنين، پروتستان، سرمايهدارى نوگراى غرب را از محدوديتهاى فرهنگى و دينى در جهان گسترى مبرى ساخت. به اين دليل است كه واترز عقيده دارد:
اولًا، توقف يا كاهش دين گريزى و رشد اعتقادات مذهبى؛ ثانياً، احياى مذاهب جهان گراى قديمى از طريق بنيادگرايى، جهانىسازى عرفى شده و دين زدايى شده را به مبارزه و چالش مىطلبد. «١» پروتستان گُسترى با فرايند دموكراسىسازى در گُستره جهان ارتباط تنگاتنگ دارد. نظامهاى ليبرال دموكراسى از گسترش ارزشهاى غربى در زمينه انتخابات آزاد و حقوق فردى دفاع مىكنند. دموكراسى غربى كه آميخته به ارزشهاى سكولاريستى است، در پى كنار نهادن دين و ارزشهاى دينى در جوامع غربى است. البته وابستگى اقتصادى و بدهىهاى سنگين، جهان سوم را در مقابل هجوم دموكراسى سازى بىدفاع مىسازد. وضعيت بد اقتصادى در جهان سوم، ناآرامىهاى اجتماعى را تشديد مىكند. يكى از راههاى مهار موقت ناآرامى اجتماعى، تزريق دموكراسى غربى است، زيرا، فرايندهاى انتخاباتى، گاه به مشروعيت كاذب نظام سياسى مىانجامد. آنچه اتفاق مىافتد، يك دموكراسى استعمارزده يا دموكراسى عاريتى است. به هر روى دموكراسى سازان مدعىاند، تنها راه مقابله با بحرانهاى متعدد سياسى،