جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠٧
كشورهاى در حال توسعه گذاشته است. افزايش بهرهورى ناشى از بيوتكنولوژيكى نيز در خدمت مردم جنوب نيست. شركتهاى چند مليتى كوشيدهاند براى بيوتكنولوژى خود در جهان سوم، امتياز انحصارى به دست آورند و مانع از توليد مشابه در داخل و مانع ورود كالاى مشابه به درون شوند. آنها در تلاشند همه امتيازات بهرهبردارى ژنتيكى گياهى و تنوع زيستى را در اين كشورها به چنگ آورند. به هر صورت، بيوتكنولوژى در چهارچوب اقتصاد نوليبراليستى معاصر در حال آرايش مجدد براى تحكيم قدرت شركتهاى چند مليتى در جهان سوم است. به نظر مىرسد، اين امر به جاى حمايت از توسعه پايدار، اوضاع نامساعد كشورهاى در حال توسعه را وخيمتر مىسازد.
٧. استحاله هويت قومى «١» جهانىسازى در صدد است، شبكه واحدى از روابط اجتماعى پديد آورد. ويراستار ارشد كتابِ «عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ، ظهور جامعه شبكهاى» در اين باره مىگويد:
استدلال اصلى كاستلز آن است كه همه جهان به صورت يك شبكه در آمده است، شبكهاى كه بافت اصلى و تار و پود آن را اطلاعات و نظام ارتباطات الكترونيك تشكيل مىدهد. به اعتقاد كاستلز، سرمايهدارى مدرن از رهگذر نظام شبكهاى به نقطه اوجى دست يافته كه در آن سرمايه ... حكومت مىكند ... در درون شبكه، به استثناى يك گروه نخبگان جهان وطن، ديگران كنترل خود را بر زندگى خويش و محيط اطراف از دست دادهاند يا با سرعت در حال از دست دادن آن هستند. «٢» نويسندگانى چون گيدنز و هاروى نيز به چنين مسألهاى اشاره مىكنند، به اعتقاد آنها در عصر جهانىسازى، روابط اجتماعى همانند گذشته، تابع زمان و مكان نيست. همچنين، بر اثر جهانىسازى، ماهيت و نقش فرهنگ همگانى در كارگران، دهقانان، سياهان، سرخپوستان،