جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣

كالاهايى است كه به بازار مى‌آورند، نه تعيين كننده طرف معامله، و كالاها و خدمات تحت نظريّه اقتصادى مكانيزم بازار آزاد قرار مى‌گيرد. «١» يكى از اساتيد دانشگاه، بخشى از جهانى‌سازى را پروسه و بخشى ديگر را پروژه مى‌داند.
بر اين اساس، سه برخورد با جهانى‌سازى تشخيص داده است:
الف. برخى افراد و كشورها نه فرآيند جهانى‌سازى را مى‌پذيرند، نه اقدام جهان گرايانه غرب را؛ مانند كشور چين تا زمان مائو، ژاپن تا سال ١٩٤٥ و بنيادگرايان اسلامى.
ب. گروهى ديگر، هم فرآيند جهانى‌سازى را پذيرفته‌اند و هم اقدام جهان گرايانه غرب را؛ مانند كشور تركيه.
ج. گروهى ديگر فرآيند جهانى‌سازى را پذيرفته‌اند، ولى خواهان ابقا و تحكيم فرهنگ بومى‌اند؛ مانند دولت آقاى خاتمى. «٢» يكى از كارشناسان جهانى‌سازى در گفت‌وگو با پروفسور مولانا، ضمن ردّ نظريّه وى كه جهانى‌سازى را تنها يك پروژه معرفى مى‌كند، مى‌گويد: «من به خلاف آقاى مولانا معتقدم جهانى‌سازى، ضمن اين كه يك پروژه است، يك فرآيند هم هست.» درباره اين كه جهانى‌سازى، پروژه‌اى هدايت شده از سوى غرب با هدف گسترش همه‌جانبه آموزه‌هاى ليبراليسم در ابعاد فرهنگى، سياسى و اقتصادى و مشروعيت بخشيدن به هژمونى غرب است يا يك جريان و فرآيند طبيعى و برآيند گسترش فزاينده ارتباطات، نظريه‌هاى گوناگونى وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:
- ديدگاه ماركسيستى: ديدگاه ماركسيستى به جهان را مى‌توان با وضوح بيشترى در مكتب فرانكفورت بازيافت. اين مكتب با الهام از سنت ماركسيستى، پديده جهانى‌سازى را به مفهوم گسترش نظام سرمايه‌دارى در عرصه اقتصاد جهانى مى‌شمارد. به اعتقاد والرشتاين- بنيان‌گذار مكتب نظام جهانى- در اين حالت، نوعى ديالكتيك و تضاد بين فرهنگ‌هاى ملّى و جهانى پديد مى‌آيد. بنابراين، نگرش ماركسيستى، بر پروژه بودن جهانى‌سازى پاى مى‌فشارد. «٣» - ديدگاه رئاليستى: در ديدگاه رئاليستى- كه به مكتب قدرت مشهور است- جهانى‌سازى‌