جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٩

سلطه نظام اقتصادى غرب بر اقتصاد غير غرب به وجود مى‌آيد كه حتى گستره آن، حاكميت دولتها را نيز به چالش مى‌گيرد. به عقيده پيروان نگرش ماركسيستى، شوروى هم «در واقع، قدرتى استعمارى بود كه به نيابت از آمريكا در اروپا عمل مى‌كرد ... توافقهاى آمريكا و شوروى تا آنجا مؤثر واقع شد كه تسلط آمريكا بر نظام جهانى تقريباً بدون چون و چرا پذيرفته شد.» «١» ولى شكست شوروى و سپس، استحاله روسيه در غرب، ديالكتيكى كه حركت بيافريند، و تحولات را شكل دهد، نابود نمى‌سازد. بلكه دو فرايندِ يكى شدن (جهانى‌سازى) و از هم گسيختن، همزمان در جريان است. از يك سو، فرايند يكى شدن اقتصاد جهانى، و از سوى ديگر، گسيخت سياسى در شكل ناسيوناليسم قومى، دو وجهى بودن نظام معاصر جهانى را نشان مى‌دهد، و رابطه دي جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست ١٣٩ منابع و مآخذ التيكى دين و فرايند تحولات جهانى را رقم مى‌زند. از اين رو، راه برخورد با جهانى‌سازى سرمايه‌دارى غربى، تشديد اين تضادهاست. تشديد تضادها بر بسترهاى اقتصادى از يك طرف، و زمينه‌هاى سياسى از طرف ديگر شكل مى‌گيرد. ماركسيستها، همچنان نزاع، درگيرى و تشديد ديالكتيكى را وسيله‌اى بر فائق آمدن بر غول جهان گرايى غربى توصيف مى‌كنند. «٢» ٣- ١. استراتژى اسلامى‌ اسلام، آخرين و برترين دين الهى است، و از اين رو، در پى گُستردن دستورات الهى اسلامى بر كُل جهان. اين سخن امروز اسلام نيست، بلكه، اسلام از همان بدو پيدايش، رسالتى در زمينه دعوت از تمام مردم جهان به آيين محمد (ص) داشته است. پس بر هر مسلمان واجب است كه آخرين و برترين دين الهى را تبليغ كند، و در جهان گُسترى آن بكوشد. مسلمان اجازه ندارد كه به غير از جهانى‌سازى اسلامى از جهانى‌سازى ديگرى پيروى نمايد، زيرا، اين اقدام مخالف امر الهى است.
چنين مخالفتى، زيان دنيا و آخرت را به دنبال دارد، اما اگر جهانى‌سازى غير اسلامى به علت غفلت مسلمانان گسترش يافت، مسلمانان در كنار تلاش جدى كه براى ممانعت از جهانى‌سازى‌