جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٣

دارد. زيرا، پروتستان‌ها تحقير ثروت و ثروتمندان را به كنار نهادند، و ثروت اندوزى را نشانه از الطاف الهى به افراد قلمداد نمودند، ثروت هم در پرتو سود، سهل الوصول‌تر است. نتيجه اين كه سودگرايى به امرى قدسى تبديل، و دولت‌ها و آدم‌ها از تعدى به آن منع شدند. «١» على‌رغم اين كه برخى سرمايه‌دارى را قوى‌ترين و كارآمدترين نظام اقتصادى مى‌دانند، ولى حتى خود كاپيتاليستها هم اعتراف دارند كه اين نظام، نظامى بيدادگر است، اما مشكلات ناشى از نظام سرمايه‌دارى را لازمه رسيدن به حداكثر توليد تلقى مى‌كنند، در حالى كه تنها معيار شايستگى يك نظام اقتصادى، توليد حد اكثر نيست، بلكه رعايت توزيع عادلانه ثروت و كاهش فاصله طبقاتى و ... نيز از معيارهاى ديگر آن است. به اين وسيله، كاپيتاليسم با يكى از مهم‌ترين ارزشهاى دينى يعنى عدالت اجتماعى فاصله مى‌گيرد. «٢» ٢- ٣. سودگرايى‌ اصالت‌بخشى به سود در فعاليتهاى تجارى غرب، ريشه در مكتب «مركانتيليسم») mercantilism (دارد. مركانتيليستها، تجار بين‌المللى بودند كه در قرن پانزده ميلادى سر برآوردند. به تدريج افكار اقتصادى آنان مورد پذيرش قرار گرفت. در اقتصاد مركانتيليستى كه بر تجارت، داد و ستد استوار بود، بر افزايش قدرت اقتصادى دولت و گسترش سرمايه آن تأكيد مى‌شد، تا تأمين رفاه و رشد اقتصادى مردم. هدف اوليه مركانتيليستها آن بود تا با گسترش تجارت، اقتصاد اروپا را از حالت بسته خارج نمايند. زيرا لازمه دست‌يابى به قدرت سياسى، ثروت و قدرت اقتصادى است، و آن نيز، با گسترش مستعمرات ميسور است. بنابراين، يكى از محورهاى اقتصاد مركانتيليستى ايجاد مستعمرات قديم و جديد است كه منبع مواد اوليه، بازار مصرف و كارگران ارزان به شمار مى‌رود. «٣» مبانى فكرى و عملى مكتب سوداگرى عبارت بودند از: الف) طلا و نقره به عنوان منابع ثروت اقتصادى و نيز، اساس ثروت ملى‌اند. ب) اگر كشورى قادر به توليد مواد اوليه در داخل نيست، بايد بدون حقوق گمركى، آن را وارد كند. ج) دولت بايد براى حفظ و حمايت از