جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١١٨
دولتهاست. جهانىسازى به ناتوانى دولتها در تأمين رفاه عمومى مىانجامد، و اين مسأله به ايجاد شكاف بين دولت و ملت منتهى مىشود. افزايش شكاف به حدى مىرسد كه درّه بحران پديد مىآيد، و آن بستر مناسبى را براى ناامنى فراهم و دست يابى به توسعه را غير ممكن مىسازد. به ديگر بيان، امروزه عوامل تهديد كننده امنيت، از حوزه اقتدار دولت خارج شده و بعد جهانى به خود گرفته است. از اين رو، مقابله با تهديدات امنيتى نسبت به گذشته سختتر شده، به گونهاى كه مقابله با عوامل تهديد كنندهاى چون ايدز، آسيب لايه ازن و ... ديگر كار يك دولت نيست، البته مىتوان با حركت به سوى تأسيس اتحاديههاى جمعى منطقهاى در برابر اين بحرانها ايستاد. «١» ٤- ٢. تهديد عليه دمكراسى يكى از ابعاد جهانىسازى، گسترش بيش از پيش شركتهاى چند مليتى است. اين شركتها كه بر فضاى عمومى جهان سايه افكندهاند، در صورت به خطر افتادن منافعشان و يا به منظور سود بيشتر به اقدامات غير دموكراتيك در كشورهاى جهان دست مىزنند، و در صورت لزوم عليه دمكراسى حاكم بر اين كشورها وارد عمل مىشوند. البته گاه نيز جناحهاى سياسى حاكم بر كشورهايى چون ايران، براى نيل به پيشرفتهاى صنعتى، مجبورند يا مايلاند، خارج از ضوابط و نهادهاى دموكراتيك چون مجلس، با اين شركتها قراردادهايى را منعقد نمايند و براى حفظ مشروعيت سياسى خود، آن را از نگاه مردم دور نگاه مىدارند، اما تجربه پس از جنگِ جهانى دوم نشان مىدهد كه ماحصل عملكرد شركتهاى چند مليتى، گسترش جهانى فقر است. همچنين، جهانىسازى به افزايش سرمايهگذارى خارجى منجر مىشود، سرمايهگذاران خارجى براى كسب سود بيشتر، دستمزدهاى پايينى را به كارگران مىپردازند. اين امر به گسترش فقر بيشتر و كاهش سطح رفاه عمومى كارگران و در نتيجه، شورشهاى اجتماعى منجر مىگردد. سازمان ملل متحد در اين باره گزارش داده كه ترويج اقتصاد آزاد به نا امنيهاى فرهنگى در ملل ضعيف دامن زده است. «٢» هربرت ماركوزه فرايند ديگرى از تهديد دمكراسى