جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠٤
برده، كه حاصل آن فقر بيشتر، سركوب فزايندهتر، درگيرى فرقهاى افزونتر و سرانجام مهاجرت گستردهتر است.
مهاجران بر خلاف هياهوى تبليغاتى غرب، به ندرت در جوامع ميزبان جذب مىشوند، آنها اغلب در حاشيه زندگى خواهند كرد، و از يك حس ناامنى رنج مىبرند، و نيز، همواره در فكر بازگشت به وطن يا يافتن مكان بهترى براى زندگى هستند. مهاجران در طلب و استيفاى حقوق خويش به سازمانهاى غيردولتى مراجعه مىكنند، و انرژى فراوانى را صرف مذاكره با شبكههاى ديپلماتيك مىكنند. ولى اين سازمانها به شكلى عمل مىكنند كه اجتماعهاى مهاجرين و پناهندگان جدا و منزوى مىمانند.
واكنش امروز و فرداى غرب، مخالفت با ورود مهاجرين و پناهندگان است. آنها تنها به افراد مفيد و سرمايهها اجازه ورود مىدهند، اما گاه غرب به افراد عاطل و باطل هم اجازه ورود مىدهد. به آن دليل كه به نيروى كار ارزان و به زاد و ولدشان به منظور مقابله با سير نزولى رشد جمعيتى خويش نياز دارد. البته گاه اجازه ورود تابع مسايل سياسى است. مثلًا اروپا براى منزوى كردن جهان سوم و وابسته نگاه داشتن آن، مهاجران اين سرزمينها را مىپذيرد. در اين شرايط، چنانچه مهاجران و پناهندگان نخست مفيد و سپس غير مفيد تشخيص داده شوند، به عنوان خارجيان غير قانونى «١» يا انگل از جوامع اروپايى رانده مىشوند، و در اين راه، گروههاى افراطى ملى گرا هم نقش فعال دارند. اين به معناى نژادگرايى مدرن است كه يكى از پايههاى اساسى جهانى شدن غرب را تشكيل مىدهد.
٥. مسائل بهداشتى و درمانى «٢» در دوران استعمار، اثرات بهداشتى جهان غرب بر جهان سوم، منفى بود كه اشاعه و انتشار بيماريهاى جديد، آثار نامطلوب بهداشتى تجارت برده، توزيع نادرست منابع بهداشتى، استيلاى