جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٠

٢. مبانى سياسى‌ در عرصه سياست و از ميانِ مصداق‌هاى فراوان، تنها دو ويژگى سكولاريسم، دموكراسى را به بحث مى‌گذاريم:
١- ٢. سكولاريسم‌ )Secularism(
واژه سكولاريسم كه از كلمه لاتينى Secularis و Seculu مشتق شده است، امروز به معناى دنيا، گيتى و اصطلاحاً به مفهوم دنياگرايى، دنيا زدگى، دنيوى گرايى، جدا انگارى، لادينى، دين گريزى و عرفى گرايى است. سكولاريسم يعنى آنچه به اين جهان تعلق دارد و به همان اندازه از جهان ديگر و خدا دور است يا همه آن چيزى كه با تعاليم شرعيه مخالف است و با امور دينى سازگار. مى‌توان معنايى گسترده‌تر از سكولاريسم ارائه كرد به اين قرار:
سكولاريسم گرايشى است كه به حذف يا بى‌اعتنايى و به حاشيه راندن نقش دين در حيات سياسى اجتماعى انسان مى‌انجامد. فرآيند دين زدايى يا قداست زدايى را عرفى كردن يا دنيوى كردن يا سكولاريزاسيون مى‌نامند. «١» زمينه‌هاى ظهور و رشد سكولاريسم عبارتند از: شكل‌گيرى طبقه جديد بورژوازى طرفدار سكولاريسم، فقدان نظام سياسى اجتماعى در مسيحيت، تفسير دنيا گرايانه متون دينى از سوى برخى از متفكران مسيحى، رفتار خشن ارباب كليسا با مخالفان، دخالت مستبدانه آنان در امور اجتماعى و حكومتى، بروز فساد و ضعف گسترده در دستگاه كليسا، ناتوانى آنها در پاسخ به شبهات، پيدايى رنسانس و نهضت اصلاح دينى و ظهور جنبش روشنگرى، رشد علم و صنعت (علم گرايى).
در سكولاريسم سخن از آن است كه حكومت خدا جاى خود را به حكومت مردم مى‌دهد، رشد علوم تجربى به نفى لزوم تدبير و حاكميت خدا مى‌انجامد، قلمرو دين به رابطه شخصى انسان با خدا و امرى خصوصى محدود مى‌شود، تمام شئون زندگى انسانى و اجتماعى تنها به روش علمى و آزمون تجربى قابل تجزيه، تحليل يا درك است. تجدد در ستيز با سنت است، و در يك كلام، سكولاريسم معتقد به حذف دين و بى‌نيازى آدمى از وحى و شريعت است.