جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٨
از قرن چهارم ميلادى تا امروز، اومانيسم و نحلههاى مختلف اومانيستى، باورهاى خود را اين گونه برشمردهاند:
- محوريّت انسان و پاىبندى به خواستها و علايق انسانى در زندگى اجتماعى؛- برشمردن عقل و اختيار به عنوان ابعاد بنيادى انسان و زندگى جمعى؛- ايمان به بنا نهادن اخلاق و جامعه بر مبناى خود مختارى انسان- تأكيد بر دموكراسى به عنوان بهترين تضمين كننده حقوق انسانها؛- ارزشگذارى ايدئولوژىها و سنتهاى دينى، سياسى يا اجتماعى با معيار انسان نه ايمان؛- نگرش واقع بينانه به انسان و اعتقاد به بىبديل بودن جانشينى انسان و ... نتيجه اينكه بىهمتايى انسان، عقلگرايى و تجربه باورى، هسته مركزى و كانون اصلى اومانيسم را تشكيل مىدهد. «١» اعتقاد عمومى ولتر، منتسكيو، ديدرو، دالامبر، لاك، هيوم و ... به عنوان بزرگان و پديدآورندگان اومانيسم آن بود كه مسئله اساسى و محورى انسان، سرو سامان يافتن زندگى اجتماعى و فردى او طبق موازين عقلانى است، نه كشف اراده خداوند درباره اين موجود خاكى. هدف انسان و زندگى اجتماعى، نه عشق، نه ستايش خداوند بهشت موعود است، بلكه تحقق بخشيدن به طرحها و ايدههاى انسانى متناسب با امكانات اين دنيا است كه عقل ارائه مىكند. اين انديشه، در اقتصاد، فرهنگ و سياست اثر گذاشته و اقسام مختلف اومانيستى پديد آورده است. ارزشها، بايدها و نبايدهاى اخلاقى و فرهنگى تنها بر مبناى عقل و وجدان- نه آموزههاى دينى- استوارند. در جهان سياست، امور بر اساس اراده و خواست انسان در قالب اكثريت تعيين مىگردد. به اين سان، دموكراسى جاى تئوكراسى مىنشيند. در وادى اقتصاد، انسان و مناسبات انسانى بر حاكميت، قدرت و امور اجتماعى ديگر سيطره دارد. «٢» ٢- ١. ليبراليسم (Liberalism واژه «ليبراليسم» به معناى آزادى خواهى و «ليبرال» به معناى آزادى خواه است. «ليبرال» از واژه لاتين Liber اشتقاق يافته است. «Liberty» به معناى آزادى با صبغه سياسى اجتماعى و «Freedom» آزادى با صبغه فلسفى و اقتصادى است. البته ليبراليسم معناى وسيعترى دارد