جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٢

چند مليتى كه به سرمايه‌گذارى خارجى و توليد و توزيع كالاها و خدمات در بيش از يك كشور جهان مشغول‌اند، در سال ١٩٨٨/ ١٣٦٧ به رقمى حدود بيست هزار واحد رسيدند. كل دارايى آنها حدود چهار هزار ميليارد دلار تخمين زده مى‌شود، و حدود ٢٥ الى ٣٠ درصد كل توليد ناخالص داخلى كشورهاى داراى اقتصاد بازار، ٧٥ درصد تجارت بين‌المللى كالا و ٨٠ درصد مبادلات تكنولوژى و مهارت‌هاى مديريتى را در اختيار دارند. جالب اينكه دو سوم اين شركت‌ها متعلق به چهار كشور آمريكا، انگليس، ژاپن و آلمان است. «١» تحول در شركت‌هاى فراملى، همانند ساير ابزارهاى جهانى‌سازى، ناگهان صورت نگرفته، بلكه فرايندى بلند مدت داشته، اما تغييرات آن در دهه‌هاى اخير شتاب بيشترى يافته است.
دانينگ، تحول در شركت‌هاى فراملى را طى چهار مرحله زير ترسيم مى‌كند:
١. سرمايه‌دارى تجارى و استعمارى (١٥٠٠- ١٨٠٠/ ٨٧٩- ١١٧٩)؛ در اين مرحله، زمانى شركت‌ها به عنوان عامل استعمار به بهره‌بردارى از منابع طبيعى و كشاورزى مستعمرات پرداختند.
٢. سرمايه‌دارى مالى و كارآفرينى (١٨٠٠- ١٨٧٥/ ١١٧٩- ١٢٥٤)؛ كه شركت‌ها در آن به كنترل بازارها از طريق خريد شركت‌هاى كوچك و سرمايه‌گذارى در حوزه‌هاى زيربنايى و ساختمانى دست زدند.
٣. مرحله سرمايه‌دارى بين‌المللى (١٨٧٥- ١٩٤٥/ ١٢٥٤- ١٣٢٤)؛ اين مرحله را مى‌توان گسترش سرمايه‌گذارى مستقيم خارجى، اقتصاد امپرياليستى و گسترش ابعاد فعاليت شركت‌هاى فراملى ناميد.
٤. جهانى‌سازى سرمايه‌دارى (١٩٤٥- ٢٠٠٥/ ١٣٢٤- ١٣٨٤)؛ كه در آن به سرمايه‌گذارى مستقيم خارجى در جوامع سوسياليستى و به توليد قطعات در نزديكى مرزهاى ملى و واگذارى امتياز تكنولوژى پرداختند. «٢» در مجموع، از سال‌هاى ١٩٥٠ ميلادى به بعد، شركت‌هاى چند مليتى گسترش و محدوده عمل آنها توسعه يافت، تا حدى كه در پايان قرن بيستم ميلادى، شاهد رشد تصاعدى اين شركت‌ها بوده‌ايم. طى اين سال‌ها، چهل هزار شركت چند مليتى به وجود آمد كه با بيست هزار شعبه خود، ٧٥ درصد كل تجارت بين‌المللى مواد اوليه، صنايع دستى و خدمات را در اختيار