جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٦

كرده‌اند، در حالى كه كمتر اتفاق افتاده كه آمريكا و سازمانهاى مذكور وضعيت اسف‌بار حقوق بشر در دوره پهلوى دوم را محكوم كرده باشند. و اينك نيز، به رغم تعرض پى در پى و عميق به حقوق بشر در فلسطين اشغالى، هيچ گاه اسرائيل غاصب از سوى آمريكاى جنايت كار محكوم نشده است، و مهم‌تر از آن، تضييع حقوق بشر سياهان و سرخ پوستان آمريكايى، عمداً از نگاه سياست‌مداران آن كشور و سازمانهاى مسؤول بين‌المللى مخفى مانده است. «١» ٥- ٤. ترويج ارزشهاى سياسى آمريكايى‌ آلبرايت، مجرى سابق سياست خارجى آمريكا، با حضور آقاى هايدر در حكومت ائتلافى اتريش كه در انتخابات آزاد و دمكراتيك برگزيده شد، مخالفت ورزيد، تنها به آن علت كه هايدر با سياستهاى آمريكا موافق نبود. اين مسأله نشان مى‌دهد كه آمريكا مى‌كوشد سياستمدارانى كه با ارزشهاى سياسى آن كشور هماهنگ‌اند، ترويج، تحكيم و تثبيت نمايد. چنين نگرشى در درون مرزهاى آمريكا هم وجود دارد، به عنوان مثال:
على اكبر ولايتى، وزير امور خارجه سالهاى جنگ مى‌گويد: از پرز دكوئيار، دبير كل سابق سازمان ملل متحد، در جريان مذاكره ايران و عراق پرسيدم در انتخابات رياست جمهورى آمريكا، دكاكيسِ يونانى الاصل رأى مى‌آورد يا بوش پدر؟! او گفت: آمريكايى‌ها به كسانى كه رنگ مو، پوست و چشم‌شان مثل من و تو است، رأى نمى‌دهند، اينها به بوش رأى مى‌دهند كه چشم‌هايش سبز است. دكوئيار غربى و مسيحى كه در رأس بزرگ‌ترين سازمان بين‌المللى قرار دارد، بر اين باور بود كه در جهانى‌سازى آمريكايى، هيچ چيز غير آمريكايى وجود ندارد. بر اين اساس، آمريكايى‌ها، بعد از انقلاب اسلامى، تنها از آن دسته جريانات سياسى حمايت كرده‌اند كه معتقد به ارزشهاى دمكراتيك آمريكا بوده‌اند. اين حمايتها در دوره موسوم به جهانى‌سازى شدت يافته، تا حدى كه بوش پسر، رسماً از جريان سياسى خاصى در ايران پشتيبانى نموده است. هدف آمريكا آن است كه از طريق حمايتهاى سياسى از سياسيون متمايل به ارزشهاى سياسى آمريكايى، نظام جمهورى اسلامى را استحاله كند يا تغيير دهد. «٢»