جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١١٥
گُسل تاريخى، مجذوب ايدههاى ديگران مىشود و بر پايه تفسير غير بومى به ارزيابى حوادث مىپردازد، و خلاصه اين كه در سه حوزه معرفت، قدرت و اخلاق تن به پذيرش سلطه فرهنگى غرب مىدهد. «١» ٣- ١. جنگ تمدنى و فرهنگى آمريكا با بهرهگيرى از ابزارهاى رسانهاى در جهت بايكوت كردن كشورهاى مخالف خود چون ايران عمل مىكند. چامسكى از منتقدان دولت آمريكا در اين باره مىگويد: خبر نشست غير متعهدها در كلمبياى ١٣٧٩ (: اجلاس كلمبيا) و اعلاميه پايانى اجلاس، در مطبوعات آمريكا منتشر نشد، زيرا، همان گونه كه آمريكا پيشبينى مىكرد، در اعلاميه پايانى اجلاس، بهكارگيرى اصطلاح دفاع از حقوق بشر براى مداخله در امور داخلى كشورها محكوم شد، و آن را نوعى استفاده ابزارى از حقوق بشر براى كنترل كشورهاى مخالف دانست. با اين وصف، چگونه آمريكا مىخواهد با تمدنها و فرهنگها به گفت و گو بپردازد در حالى كه حاضر نيست حرف ملتهاى غير متعهد را كه هشتاد درصد جمعيت جهانى را تشكيل مىدهند بشنود؟! به عقيده چامسكى، تا زمانى كه جنوبيها آراماند، كسى به فكر آنان نخواهد بود. وى از نمونه ديگرى براى اثبات سخنانش استفاده مىكند و آن اينكه آموزش و آموختن نظريه تكاملى داروين در ايران ممنوع نيست، ولى اين اقدام در كانزاس قدغن است. البته اگر افرادى در آمريكا عقيده دارند كه نظريه داروين درست نيست، اين حق آنهاست، امّا آنها حق ندارند، عقيده خود را به ديگران تحميل كنند. «٢» ٤- ١. غربىسازى فرهنگى در جهانىسازى، غرب به دنبال غربى سازى فرهنگى جهان و ايران است. آنها در صدند از فرق سر تا ناخن پا، ايرانيان فرنگى شوند، هر چه دارند، بر زمين بگذارند، و هر چه فرنگيها مىگويند، گوش كنند. جهانى سازان غربى القا مىكنند پيروى از فرهنگ غرب، تنها راه نجات يا دستيابى به توسعه است، و از اين رو، از ايرانيان مىخواهند در زندگى شخصى و اجتماعى