جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٦
همه جهان توجيه مىشود. به هر روى، نظم موجود در جهان قبل ١٩٤٥/ ١٣٢٤ بر پايه توازن قوا قرار داشت كه در آن، دست زدن به جنگ مشروع شناخته مىشد. پس از آن، نظم و نظام جديدى شكل گرفت كه در آن، هيچ دولتى حق استفاده از زور را نداشت، بلكه كاربرد زور تنها به شوراى امنيت سازمان ملل متحد واگذار گرديد، اما كشورها در صورت مواجه شدن با خطر تهاجم نظامى، قادر بودند با اطلاع شوراى امنيت، و تا زمانى كه شورا مشخص مىكرد، به جنگ بپردازند، ولى آمريكا بارها بدون توجه به مقررات جهانى، در جنگ دو كره ١٩٥٤/ ١٣٣٣ و در مسأله كويت در مقابل تجاوز عراق در ١٩٨٨/ ١٣٦٧ به جنگ با دولتهاى كره شمالى و عراق پرداخت. «١» بارزترين دهن كجى آمريكا به مقررات بينالمللى، اقدام يك جانبه در حمله به عراق و اشغال آن در سال ٢٠٠٣/ ١٣٨٢ است. سازمان ملل متحد نتوانست و يا نخواست جلوى حمله آمريكا به عراق را بگيرد، و حتى پيش از آن موفق نشد، آمريكا را از حمايت و دفاع از اسرائيل در تجاوز به لبنان باز دارد. آمريكا به بهانه تهديدى كه سلاحهاى كشتار جمعى عراق عليه صلح، نظم و امنيت منطقهاى و جهانى به وجود آورده بود، و براى استقرار صلح و نظم واقعى در خاورميانه- به عنوان بخش مهم جهان- به اين كشور حمله كرده است در حالى كه اندكى پس از اشغال عراق، دروغ بودن برخوردارى عراق از سلاحهاى هستهاى بر جهان آشكار شد.