جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٥
هوبر از وزيران سابق وزارت امور خارجه فرانسه، بر اين باور است كه پديده جهانىسازى در پى نابودى جهان دو قطبى بوده، گرايشى است به سوى همگن سازى جهان بر اساس الگوهاى غربى. در مجموع، فرانسويان معتقدند، جهانىسازى، همان نظام تك قطبى است كه آمريكا در كانون اين نظام و در رأس آن قرار دارد، زيرا آمريكا تنها قدرت باقى مانده از نظام دو قطبى است. «١» الگور، رئيس ستاد انتخاباتى كلينتون، گفته است: «تخريب محيط زيست در هر جايى از جهان، تخريب محيط زيست آمريكا به شمار مىآيد. دولت آمريكا نمىتواند در برابر تخريب محيط زيست دنيا، بىتفاوت بنشيند، و چون محيط زيست جهانى در معرض خطر و تهديد است ما براى حفظ آن ناگزيريم دنيا را اداره كنيم.» «٢» لرنر از انديشمندان غربى، مىگويد: «تا ديروز گروه مرجع داشتيم. امروز آنها دنبال ساختن جهان مرجعاند. جهان مرجع به معناى شكل و جهت دادن به جهان بينى انسانها است. جهان مرجع در پى تبديلِ جهانِ واقعى به جهان خيالى و يا به قول كِنِدى، جهان فانتزى است. جهان فانتزى، همان جهانى است كه آمريكا در رأس آن قرار مىگيرد و مىخواهد همگان را به پيروى از فرهنگ و سياست خويش وادارد.» «٣» در بعد عملى و عينى هم، آثار و تبعات جهانىسازى نشان از خاستگاه و جهتگيرى غربى آن دارد. به عنوان مثال:
الف. درآمد چند شركت چند مليتى غربى را با درآمد چند كشور جهان سومى مقايسه كنيد:
گزينه رديف كشور شركت وضعيت كشور مادر درآمد ناخالص به توليد سرانه ميليون دلاربه ميليون دلارتعداد جمعيت بهميليون نفرتعداد كاركنان به نفر ١ موريتانىآى بى امجهان سومآمريكا ٧٠٠ ٢٠٠/ ٦٦٥٨/ ١ ٩٣٠/ ٢٣٩٤ چادجنرال موتورجهان سومآمريكا ٣٢٠ ٦٥٠/ ٨٤٥١/ ٤ ٠٠٠/ ٧٤٨ منبع: سرژ لاتوش، غربىسازى جهان، ترجمه امير رضايى، ص ٢٠٠.