جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١١٩
به وسيله جهانىسازى را ترسيم مىكند. به اعتقاد او، جهانىسازى به اشاعه ارزشهاى آمريكايى ختم مىشود كه در آن نگرش انتقادى نسبت به پديدههايى چون حكومت وجود ندارد. بنابراين، اشاعه اين ارزشها، نوعى تسليمپذيرى را در فرد نسبت به حكومتهاى ديكتاتورى پديد مىآورد. «١» پس گسترش فقر به افزايش اعتراضات، و آن گاهى به شكلگيرى احزاب سياسى و دموكراتيزه كردن كشور مىانجامد، ولى چنين دمكراسىهايى به علت ريشه داشتن در فقرى كه اجانب پديد مىآورند، غير واقعى و نمايشى است.
٣. اقتصاد جهانىسازى اقتصاد بيش از آن كه براى ايران فرصت ايجاد كند، تهديد مىآفريند، و ايران را به انزواى اقتصادى مىاندازد، و موقعيت ايران را در زمينه تجارت جهانى، سرمايه گذارى خارجى، صنعت جهان گردى و ... تضعيف مىكند؛ زيرا: با گسترش فقر، كشورهاى فقير ناچارند، خواسته شركتهاى چند مليتى يعنى گسترش فرهنگ دموكراتيك را بپذيرند، در حالى كه مىدانند، هدف اين شركتها، نه توسعه دموكراسى واقعى، بلكه فراهم آوردن زمينههاى چپاول بيشتر است، اما چون كشورهاى فقير به ثروت و سرمايه شركتهاى چند مليتى نيازمندند، گاه چارهاى جز كنار آمدن با اين شركتها را ندارند. به هر روى زيانهاى اقتصادى جهانىسازان در ايران عبارت است از:
١- ٣. مخاطرات جهانىسازى در تجارت خارجى ايران جهانىسازى كه از سالهاى آغازين دهه ١٩٩٠/ ١٣٧٠ رشد پرشتابى يافت، موجب كاهش رشد تجارت ايران شد. با گسترش عملى ايده جهانىسازى، تنزل رشد تجارتى ايران نيز تشديد مىشود. طى دهه ١٩٩٠/ ١٣٧٠، اغلب صادرات ايران از نظر ارزش ريالى و حجمى با كاهش و واردات با افزايش مواجه بوده است. از اين رو كاهش نرخ رشد صادرات غير نفتى ايران در فاصله سالهاى ١٩٩٣ تا ١٩٩٧/ ١٣٧٢ تا ١٣٧٦ به منفى ٥/ ٢ درصدد، جاى شگفتى ندارد، حتى صادرات سرانه كشور در ١٩٩٧/ ١٣٧٦ پايينتر از بسيارى از كشورهاى در حال توسعه بود. البته به روند اين كاهشها، عوامل داخلى اقتصادى چون ضعف بنيه توليدى، تغيير