جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٣
فصل پنجم: جهانىسازى و نظام سلطهگر آمريكا اصول و مبانى جهانىسازى در عرصه فرهنگ، سياست و اقتصاد، خاستگاه غربى دارد، از اين رو طبيعى است كه نماينده فكرى، سياسى و ... غرب، يعنى آمريكا، قادر باشد پروژهاى را به نام جهانىسازى بر بسترهاى غربى آن خلق كند، امّا خلق جهانىسازى چه كمكى به آمريكا مىكند؟ پاسخ اين سؤال را پى مىگيريم:
جهانىسازى چيز تازهاى است، و آن، به سالهاى پس از فروپاشى شوروى برمىگردد، امّا همان گونه كه هرى مگداف مىگويد، ريشههاى آن به گذشته طولانىتر مربوط مىشود. به بيانى ديگر، در آغاز، سرمايهدارى غربى براى ايجاد يك بازار جهانى پا به عرصه حيات گذاشت، سپس امواج طولانى نفوذ و رشد آن در كشورهاى ديگر جهان، از راه فتوحات نظامى و رخنه اقتصادى ادامه يافت. «١».
سمير امين، «٢» در مقاله امپرياليسم و جهانىسازى بر آن رفته است كه اروپايىها و فرزندان آمريكايى آنان، در سه مرحله كره زمين را به تسخير خويش درآوردند:
مرحله نخست- با تعرض ويرانگرِ نظام سرمايهدارى سوداگر حوزه اقيانوس اطلس آغاز شد و به تسخير آمريكاى شمالى، مركزى و جنوبى انجاميد. حاصل اين مرحله، تخريب تمدنهاى سرخ پوستان، اسپانيايى و مسيحى كردن منطقه از طريق قتل عامهاى تمام عيار بود. سرانجام