جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٣
بگذارند، دولت به نهاد بىمسئوليتى تبديل مىشود. بدين سان، دولتها روز به روز از نظر دايره قدرت، كوچكتر و دولتهاى كوچكتر هم ناتوانتر مىگردند.
ساز و كارهاى سياسى و نظامى: آمريكا مىخواهد در دوران پس از جنگ سرد يعنى در دوره جهانىسازى، از لحاظ قدرت نظامى رقيبى نداشته باشد؛ چه در بخش سلاحهاى متعارف و چه غير متعارف. از اين رو، در ١٩٩٣/ ١٣٧١ كلينتون منع تكثير سلاحهاى كشتار جمعى را در جهان سوم مورد تأكيد قرار داد، و در پاييز ١٩٩٤/ ١٣٧٢ وضعيت اضطرارى ملى اعلام كرد، تا با تهديدات سلاحهاى كشتار جمعى مقابله شود. او همچنين افزود كه نمىتوان به كره شمالى اجازه داد كه بمب هستهاى توليد كند، ما در اين مورد بايد قاطع باشيم. يك ماه پس از سخنان كلينتون، سازمانهاى اطلاعاتى به او اطلاع دادند كره شمالى يك يا دو بمب اتمى در اختيار دارد. سياست آمريكا پس از آگاهى از اين موضوع تغيير كرد، و نرمش بيشترى نشان داد، يعنى اين كه تلاشهاى آمريكا و غرب براى جلوگيرى از تكثير سلاحهاى كشتار جمعى كم اثر بوده است، جهانىسازى مىتواند به همگرايى و آن نيز، مانع از رويكرد به تكثير سلاحهاى كشتار جمعى شود. بنابراين مىتوان گفت، غرب مثل گذشته خواهان منع توليد تسليحات هستهاى نيست، بلكه خواهان منع گسترش تسليحات هستهاى است. «١» به عقيده هانتينگتون در قرن پيشِ رو، آمريكا به كمك متحدين خود قادر خواهد بود كه تقريباً در همه جهان دست به مداخله نظامى بزند، و از چنان نيروى هوايى قدرتمندى برخوردار مىشود كه مىتواند هر نقطه از جهان را بمباران كند. اين توانايى عنصر اصلى قدرت نظامى آمريكا را تشكيل مىدهد، و آمريكا را در موقعيت يك قدرت جهانى و غرب رابه عنوان تمدن مسلط بر جهان در مىآورد. او پيش بينى مىكند، در آينده، همچنان قدرت نظامى به نفع غرب خواهد بود. از اين رو، مخالفت جهانى آمريكا با عدم دستيابى كشورهاى جهان سوم به سلاحهاى هستهاى ناشى از آن است كه «اگر سلاح هستهاى داشته باشند، ايالات متحده با آنها وارد جنگ نمىشود». دليل ديگر مخالفت واشنگتن آن است كه برخوردارى يك كشور از سلاحهاى هستهاى، نوعى دورى از مركز (آمريكا و جهانىسازى) را براى آن كشور به وجود مىآورد. «٢»