جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٠

غربى، انجام مى‌دهند، بايد به جهانى‌سازى اسلامى دل ببندند، و از جهانى‌سازى كه ممكن است با هجمه به اسلام آغاز شود، و موقتاً سكولاريسم را در جوامع دينى دامن بزند، هراسى به دل راه ندهد، به آن دليل كه فطرى بودن اسلام، موجب زايل شدن جهانى‌سازى غربى و جهان گسترى اسلام مى‌شود. «١» اسلام نوع ويژه‌اى از جهانى‌سازى را ارائه مى‌كند كه از نظر محتوا، ساختار، فلسفه، اهداف، رهيافت و ... با نظريه جهانى‌سازى غربى متفاوت است. در واقع، آنچه اسلام مطرح مى‌كند، جهان شمولى است نه جهانى‌سازى. در جهانى‌سازى نوعى اجبار به چشم مى‌خورد، ولى در جهان شمولى، پذيرش داوطلبانه بر پايه فطرت مطرح است. جهانى‌سازى غربى، به نفى ديگران مى‌پردازد، اما جهان شمولى اسلام، به طرد انسانها و كشورها نمى‌پردازد.
جهانى‌سازى غربى بر پايه لذات مادى، منافع اقتصادى، ثروت اندوزى، بهره‌گيرى از بازارها، نحوه دست يابى به آن و ... استوار است. در عوض، جهانى‌سازى يا جهان شمولى اسلامى به نياز فطرى انسانها مى‌انديشد، و در صدد پاسخ گويى و رفع نيازهاى فطرى انسانهاست، و اين راز و رمز جهان شمولى اسلامى، بدون توسل به سلاح و تسليحات است. «٢» به نظر مى‌رسد، بر پايه تعليمات اسلامى، تنها راه روبه‌رو شدن با جهانى‌سازى، نه مواجهه مطلق و نه مفاهمه كامل، بلكه مديريت تحول است كه منظور از آن تدبر و تدبير است، نه تسليم و يا انكار. هدف از مديريت تحول يا مديريت بحران، بهره‌گيرى لازم از عنصر زمان، يعنى رويكرد به زمان، زمان بندى و زمان‌دارى است، تا زمينه برنامه ريزى و استفاده از امكانات براى كسب آگاهى، توليد انديشه و عمل هوشمندانه فراهم آيد. بنابراين، مديريت تحول نه زمان گريز، نه زمان پرست و نه زمان ستيز، بلكه به معناى سود برى از سرعت، استفاده از فرصت و مقابله با تهديدات است. شايد بتوان نتيجه گرفت كه مديريت تحول يا مديريت بحران بر عنصر اعتدال دينى استوار است. اعتدال دينى يعنى پرهيز از جزم انديشى قرون وسطايى و ابزار انگارى مدرنيته، يعنى يافتن راه غير از طالبانيسم و سكولاريسم يا راه سوم.