جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٥
در آنها حس حقارت ايجاد كنند. اين شگرد، در همه مسائل علمى، آموزشى، پژوهشى، اقتصادى، فرهنگى و سياسى دنبال مىشود. در عرصه امور سياسى، غرب نظام سياسى خود را بىعيب و برترين و آخرين انديشه بشر معرفى مىكند. به اين وسيله، اولًا ملتها را نسبت به نظام سياسى خودى بدبين مىكند و ثانياً، پس از آن زمينههاى جذب آنان به نظام ليبرال دمكراسى غرب را فراهم مىآورد.
غرب براى موجه و مفيد نشان دادن ساختار سياسى ليبراليسم، به تبليغات انبوه دست زده است. بودجه فراوانى را نيز، براى صدور دمكراسى در كشورهاى به كار گرفته و گاه با زبان خوش و گاه به زبان زور (اقدامات نظامى) در صدد اجراى دمكراسى غربى در اين كشورها برآمده است. حاكميت بر رسانههاى جهان، برخوردارى از سرمايه و بهرهمندى از قدرت نظامى، نيل به اين مقصود را تسهيل و تسريع بخشيده است.
آغاز تحقير ملتها، از تحقير مراكز آموزشى صورت مىگيرد. در مراكز و نظامهاى آموزشى، دانشجويان جهان سومى با انبوهى از فرمولها، معادلهها، فرضيهها و قاعدههاى غربى مواجهاند كه خواه ناخواه تقليد و تكرار آن، جايگزين تأمل و تدبر مىشود. به قول ژان پل سارتر، «روشنفكران جهان سوم را براى نشخوار كردن خط فكرى خودمان تربيت كردهايم، و به همين دليل، مىبينيد كه براى رسيدن به اهدافمان اينها بيشتر از نيروى خودمان در آن مناطق مفيدترند.» «١» شخصيتهاى تحقير شده و سرخورده، به تمدن غرب دل مىبازند، و با نمايش دستاوردهاى كمى در عرصه مسايل علمى و اقتصادى، آنها را بيش از پيش مجذوب و شيفته خود مىكنند. بدين سان، تعارض بين شعارها و عملكردهاى غلط سياسى و تجاوز و تعرض خود به كشورهاى صاحب استقلال را در هياهوى شعار صلح، امنيت، آزادى و حقوق بشر محو مىسازند. اين شيوه عمل، نمايانگر سخن ديگر سارتر است.
نخبگان اروپا به ساختن و پرداختن بوميان دست يازيدند، جوانهايى را برگزيدند و داغ اصول فرهنگ و تمدن غربى را بر پيشانى آنان زدند و دهانشان را از حرفهاى گنده خمير مانند و دندان چسب پر كردند و پس از يك اقامت كوتاه در متروپل، قلب شده، روانه وطنشان ساختند. «٢» شعار صلح و نظم: يكى از روشهاى جهانىسازى، بر طبل صلح و نظم كوفتن است. در اين راه، گاه حتى به اقدامات تجاوزكارانه نيز دست مىزنند، ولى تجاوز به بهانه ضرورت صلح و نظم براى