جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٢
حكومت آنان را در زمين پا بر جا سازيم، و به فرعون و هامان و لشكريانشان، آنچه را از آنها [بنى اسرائيل] بيم داشتند، نشان دهيم. «١» اين دو آيه، گرچه به ماجراى حضرت موسى (ع)، فرعون و بنى اسرائيل مربوط است، محتوا و مفهوم آنها به آن دوره باز نمىگردد. تفسير الميزان نيز دلالت محتواى اين آيات را بر آينده رد نكرده است. «٢» در واقع، در آن دوره جلوهاى از اراده خداوند براى حاكميت بخشيدن مستضعفان بر مستكبران نمود يافته است. روزى مىرسد كه خداوند حاكميت خويش بر زمين را از طريق سپردن آن به دست بندگان صالح تحقق مىبخشد. «٣» آيه دوم:
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ. (حجر: ٣٦- ٣٨)
گفت: پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده [و زنده نگهدار] فرمود: تو از مهلت يافتگانى [اما نه تا روز رستاخيز، بلكه] تا روز و وقت معين.
علامه مجلسى در كتاب بحار الانوار از كتاب سعد السعود سيد بن طاووس و او از صحف ادريس نقل مىكند كه در صحف ادريس نبى ديدم كه ابليس تا قيامت مهلت خواست ولى خدا تا زمانى معين مهلت داد. «٤» بنابراين آيه و حديث، روزى مىرسد كه شيطان ديگر بر انسان حاكميت ندارد. ابليس از خداوند خواسته است كه او را تا قيامت مهلت دهد، ولى خداوند نپذيرفته و تنها تا زمانى معين- پيش از برپايى قيامت- به او مهلت داده است. با پايان يافتن حاكميت شيطان بر انسان، جهانى شدن اسلام از سوى بنده صالح خداوند تبارك و تعالى يعنى حجت بن الحسن (ع) آغاز مىگردد. به بيان ديگر، انسانها از گناه و شررهايى مىيابند، و به خير و صلاح مىرسند، به گونهاى كه جز خدا، كسى پرستش نخواهد شد، بساط كفر و فسق برچيده مىگردد. «٥»