جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٠
نتيجه كلى از آنچه پيش از اين گذشت آن كه جهانىسازى:
- چيزى جز غربى كردن جهان نيست؛ - بر پايه اصول مادى گرايانه و انسان مدارانه غرب استوار است؛ - اغلب از سوى آمريكا به عنوان سمبل و نماينده غرب، ترويج مىشود؛ - پروژه و يا طرحى از پيش ديده شده براى چپاول بيشتر جهان است؛ به علاوه، آمريكا يا اسوه و نماد غرب و قدرت مادى برتر جهان، براى سلطه بيشتر و مطلق بر جهان، جهانىسازى را به خدمت گرفته است، ولى از صلاحيت رهبرى جهان برخوردار نيست. اگر آمريكا، حاضر به پذيرش فرآيند طبيعى جهانىسازى نيست، بلكه در صدد تحميل جهانى ارزشهاى آمريكايى است (جهانىسازى) و آن نيز، بر خلاف نيازها، خواستههاى و ... مردم جهان و تعالى آنها است، پس چه چيزى مىتواند به اين نيازها و خواستهها پاسخ دهد. پاسخ آن است كه تنها اديان الهى و منحصراً اسلام به عنوان آخرين دين خداوندى، آن هم به دليل آگاهى از نيازها و خواستههاى دنيايى و آخرتى بشر، مىتواند به نياز و خواسته بشر پاسخ گويد.