جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٢
نظام مبتنى بر دموكراسى عملًا نمىتواند شايسته سالار باشد. دموكراسى نه حكومت مردم بر خويش، بلكه حكومت اكثريت بر اقليت است. نمىتوان به درستىِ تشخيص عقل به عنوان مبناى عمل اراده عمومى در همه جا، اعتماد كرد. در عوض مدافعان دموكراسى، ارزش نهادن به انسان، تقويت مسئوليت پذيرى فردى و جمعى، ايجاد رشد و پرورش در مردم، تأمين برابرى سياسى، پاسخ گويى دولت، تضارب آراء و ... را از مزاياى آن معرفى مىكنند. «١» ٣. مبانى اقتصادى كاپيتاليسم) Capitalism (يا سرمايهدارى و سودگرى Utilitarianism يا سوداگرى) Speculation: mercantilism (بخشى از اقتصاد غرب امروز به شمار مىرود.
١- ٣. كاپيتاليسم اصطلاح كاپيتال، مأخوذ از ريشه لاتينى مأخوذ از ريشه لاتينى Capitellum و در زبان اقتصاد به معناى سرمايه، از اين رو، كاپيتاليسم به معناى سرمايهدارى به كار مىرود. سرمايهدارى يك سيستم اقتصادى برآمده از انقلاب صنعتى غرب است كه در آن بخش عمده فعاليتهاى اقتصادى به ويژه در عرصه مالكيت و سرمايهگذارى توليدى در دست افراد و مؤسسات خصوصى و غير دولتى است. در واقع، كاپيتاليسم بر پايه انسان مدارى و فرد گرايى غربى، زمينه فعاليت آزاد اقتصادى، بدون دخالت دولت را فراهم آورده است. بنابراين، مالكيت خصوصى به تعيين كننده اصلى در اقتصاد و سياستهاى اقتصادى تبديل شده است. اين سيستم كه به اقتصاد بازار آزاد معروف است، از طريق رقابت اقتصادى براى كسب سود بيشتر فعاليت مىكند. «٢» مهمترين مؤلفهها و ويژگىهاى كاپيتاليسم عبارت است از: الف. مالكيت خصوصى ابزار توليد ب. بازار و اقتصاد بازار ج. تقسيم و تخصصى شدن كار د. تأكيد بر رقابت آزاد تجارى ه. تعيين قيمت كالا براساس قانون عرضه و تقاضا ز. كاهش شديد نقش و دخالت دولت در امور اقتصادى ح. اصالت بخشيدن به سود سرمايه. اصالت به سود، ريشه در پروتستانيسم هم