جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦١
٢- ٢. دموكراسى و ليبرال دموكراسى واژه دموكراسى كه از آن در زبان فارسى به مردم سالارى ياد مىشود، از لفظ يونانى Demokratia گرفته شده، و اين كلمه نيز تركيبى از دو واژه Dems (مردم) و Kratein (حكومت كردن) است. به اين صورت، دموكراسى به معناى حكومت به وسيله مردم خواهد بود. دموكراسى در حوزه سياسى به فرصتى كه براى شهروندان كشور براى مشاركت آزادانه در تصميمگيرىهاى سياسى پديد مىآيد، اطلاق مىگردد. بنابراين، دموكراسى، مردم را در اداره امور خويش، نظارت حكومت ذى حق و توانا مىداند و حاكميت را برآمده از اراده عمومى مىداند. البته برخى چون كارل پوپر، منكر حاكميت اراده عمومى در دموكراسىاند، و لذا آن را تنها يك ساز و كار سياسى تلقى مىكنند كه به كمك آن مىتوان حكومتهاى نامطلوب و ديكتاتور را به زير كشيد. امروزه دموكراسى بيشتر يك شيوه زندگى جمعى است و در دنياى معاصر به يك آرمان جهانى تبديل شده است. «١» يكى از مهمترين خاستگاههاى دموكراسى، يونان باستان است. ولى نگرش امروزى به دموكراسى، محصول تحولات جديد در غرب است. على رغم آن، ايدئولوژىهاى غير غربى نيز، گوهر و ريشه دموكراسى را تنها به خود نسبت مىدهند. دموكراسى بر اصولى چون رضايت عامه، مشاركت همگانى، برابرى همه در برابر قانون، آزادى بيان، حاكميت قان جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست ٧٠ فصل چهارم: نسبت ميان غرب و جهانىسازى ون، برقرارى نظام نمايندگى يا دموكراسى غير مستقيم استوار است. دموكراسى ليبرال نيز يكى از اقسام همين دموكراسى است كه در آن، آزادى نسبت به اصول ديگرِ دموكراسى اولويت دارد، به گونهاى كه آزادى بالاتر از برابرى، رفاه و ... قرار مىگيرد، و قانون تا زمانى كه در استخدام آزادىهاى فردى است، معتبر است. در واقع اين الگو، هيچ ايدئولوژى يا چارچوبى، جز اعمال آزادانه اراده افراد را برنمىتابد. «٢» از ديرباز نقدهايى بر دموكراسى وارد كردهاند. از جمله: ايده برابرى در دموكراسى، حوزه اقتصاد را در بر نمىگيرد. تصميمگيرى سياسى دموكراتيك، همواره بر اساس اصل اراده عمومى صورت نمىپذيرد؛ دموكراسى پايينترين توان را در برقرارى نظم و امنيت دارد؛