جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٢
و منطقهاى. مشاركتى كه بر پايه وحدت بر اصول و حاكميت قانون استوار باشد، و با تسهيم عادلانه هزينهها و تعهدها پشتيبانى گردد. مشاركتى كه هدف از آن افزايش دمكراسى، افزايش سعادت و رفاه، ارتقاء صلح و كاهش تسليحات باشد. «١» بحران سازى براى دولت: با ظهور پديده جهانىسازى، دولتها با بحران متعددى مواجه شده و يا مشكلات آنها شديداً گسترش يافته است. از جمله، انتظار عمومى از دولتها براى ارضاى تقاضاهاى روبه تزايد ناشى از جهانى شدن افزايش يافته، توليدات صنايع دول جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست ٦١ ٢ - ٢. دموكراسى و ليبرال دموكراسى ص : ٦١ تى به علت عدم قدرت رقابت ضعيف شده، بيكارى به دليل به كارگيرى و ترويج استفاده از ماشين آلات بالا رفته، با بينالمللى شدن بازارهاى تجارى و مالى، كنترل دولت بر اين بازارها كم شده، قاچاقچيان و تروريستها به راحتى از مرزهاى سرزمينى دولت عبور كرده، مشكلات زيست محيطى روندى رو به رشد پيدا نموده، بيمارىهايى چون ايدز ابعاد جهانى و بينالمللى يافته، مخاطرات سلاحهاى شيميايى و هستهاى، امنيت دولتها را با خطر بيشتر مواجه كرده، اثرگذارى داخلى دولت از طريق صدور فرمان كاهش يافته، و با افزايش ميل به عضويت در سازمانهاى بينالمللى، حاكميت دولت تنزل كرده است. از اين رو، دولتها از ارائه خدمات و سرمايهگذارى در برخى از بخشها خوددارى كرده، و يا ناتوان شدهاند. بنابراين، مىتوان گفت تا زمانى كه دولتها وجود دارند، تحقق جهانىسازى ميسر نيست. «٢» جهانىسازى به از بين رفتن دولت نمىانجامد، ولى حاكميت ملى آن را به شدت كاهش مىدهد. بايد اذعان كرد كه گاه دولتها نيز با طرح مسائلى چون موارد زير، به تشديد بحران در دولتها و استوار شدن بيش از پيش جهانىسازى كمك مىكنند:
اقتصاد ما در حال افول است؛ زيرا اقتصاد آمريكا، اروپا و ژاپن در حال ركود است. ارزش پول ما به خاطر فعاليت سفتهبازان بينالمللى روزبه روز سقوط بيشترى مىكند. آلودگى هواى ما به خاطر انفجارهاى اتمى ديگران است. ما در حل جنايات شهرى ناتوان هستيم. چون، قاچاقچيان بينالمللى از آن حمايت مىكنند. «٣» در واقع تا زمانى كه سياست مداران همه گناهكارهاى ناتمام و ناقص را به گردن ديگران