جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥١

است. از اين رو، تلاش براى ترويج آن، دولت‌ها را در بحران‌هاى تازه قرار مى‌دهد، و آن‌ها را بيش از گذشته، ناتوان و ناكارآمد نشان مى‌دهد؛ زيرا دفاع از حقوق شهروندان در مقابل حاكميت دولت، به تضعيف و افزايش ناكارآمدى آن مى‌انجامد. البته گاه پشتيبانى از حقوق بشر، جنبه سياسى مى‌يابد و دولت‌هاى قدرتمند به ويژه غرب و آمريكا از آن، تنها براى حمله به دولت‌هاى مخالف خود استفاده مى‌كنند. بنابراين، دفاع قاطع كارتر از رژيم پهلوى، على رغم تجاوز آشكار و مستمر آن رژيم عليه شهروندان ايرانى، در همين راستا قابل تفسير يا درك است. «١» تعميم دايره حقوق بشر نيز تأمل برانگيز است، تا حدى كه دادگاه نورنبرگ، دفاعيه نظاميان آلمانى را كه مأموريت خود در جنگ را ناشى از ضرورت اطاعت از دولت آلمان برمى‌شمردند، نپذيرفت. دادگاه با اين اقدام، اعلام كرد در صورتى كه قوانين دولتى با قوانين بين‌المللى به ويژه حقوق بشر در تضاد قرار مى‌گيرد، بايد از آن سرپيچى كرد. كميسيون اروپايى حمايت از حقوق بشر و آزادى مثال ديگرى در اين باره است، چون اين كميسيون به افراد اجازه شكايت مى‌دهد تا دادگاه اروپايى حقوق، به حقوق از دست رفته آنها رسيدگى و اعلام رأى كند. «٢» با فروپاشى شوروى سابق، اين تصور در غرب به ويژه در آمريكا پديد آمد كه يك انقلاب جهانى براى دمكرات گُسترى در حال وقوع است، و طولى نمى‌كشد كه مفاهيم غربى حقوق بشر و اشكال غربى دمكراسى در سراسر جهان حاكم شود. به همين دليل، گسترش دمكراسى بيش از گذشته، به يك اولويت درجه يك غربى تبديل شد. بنابراين، جاى تعجب نيست كه دستيار امور امنيت ملى بيل كلينتون- رئيس جمهور سابق آمريكا- موضوع اصلى سياست خارجى دولت كلينتون را گسترش دمكراسى اعلام كرد. در اين راستا، نهادهاى اقتصادى بين‌المللى كه تحت كنترل مادى و معنوى غرب‌اند، رعايت حقوق بشر و دمكراسى به سبك غربى را معيار اعطاى وام و اعتبار به كشورهاى جهان سوم قرار دادند. «٣» بوشِ پدر هم درباره افزايش دمكراسى گفته است:
ما به مشاركتى جديد بين كشورها اميدواريم، مشاركتى كه از دامنه جنگ سرد فراتر رود.
مشاركتى مبتنى بر مشورت، همكارى و اقدام جمعى، به ويژه از طريق سازمان‌هاى بين‌المللى‌