جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٨

١. معمولًا دريافت كنندگان كمك، كشورهاى مستعمره سابق يا مناطق تحت نفوذ بودند.
٢. غالباً كمك‌هاى مالى به حفظ يك قشر خاص يا قشر مدافع سياست كشورهاى كمك كننده منجر شده‌اند.
٣. عمدتاً كمك‌هاى مالى، صرف خريد كالاى مورد نياز از كشور اعطا كننده كمك شده است.
٤. كشورهاى اعطا كننده كمك، انتظار دارند با اعطاى اين كمك‌ها، بازارهاى جهان سوم بر روى آنها باز باشد، و نيز، جهان سومى‌ها مواد اوليه ارزان قيمت به آنها بفروشند. اين ويژگى‌ها و ديگر ويژگى‌هايى كه از آن سخن نگفته‌ايم، باعث شد كمك‌ها به نابرابرى رو به رشد شمال و جنوب ختم گردد. اين روند، در عصر جهانى‌سازى شدت يافته است. غرب به بهانه پديد آوردن توسعه در شرق، چشم به منابع آنها و منافع خود دارند. «١» به هر روى، توسعه در غرب به بهاى فقر در شرق به دست آمده است. يكى از مهم‌ترين راه‌هاى فقير كردن شرق، بدهكار كردن آنها، و پديد آوردن بحران بدهى‌هاست و از هدف‌هاى ايجاد بحران بدهى موارد زير است:
١. كشورهاى جنوب را بترسانند و ضعيفشان كنند؛ ٢. فرصت‌هايى براى سرمايه گذارى غربى و كسب سود بيشتر فراهم آورند. همان گونه كه مدير عامل آمريكايى اسبق صندوق بين‌المللى پول در سال ١٩٩٩/ ١٣٧٨ در حاشيه نشست گروه پانزده در جامائيكا اعلام كرد: اين صندوق در پشت پرده، حمايت كننده جامعه اعتبار دهندگان است. كشورهاى رو به توسعه براى بازپرداختِ بدهى‌هاى خود، بار ديگر وام مى‌گيرند، و با افزايش رو به تصاعدى بهره بانكى، روز به روز گرفتار مى‌شوند. بحران بدهى، همان طورى كه ميخائيل چاسودفسكى مى‌گويد، باعث: از بين رفتن قدرت خريد داخلى، شيوع قحطى، زوال مراقبت‌هاى بهداشتى، افزايش قيمت‌هاى داخلى مواد غذايى و دارويى مى‌شود. بنابراين، مى‌توان گفت كه طرح‌هاى تعديل ساختار اقتصادى اى كه به جهان سوم پيشنهاد مى‌كنند، ريشه در دشمنى دارد نه خيرخواهى. «٢» مديريت بين‌المللى مالى: ظهور بازارهاى مالى بين‌المللى براى دريافت سرمايه و تحصيل سود، بارزترين نشانه جهانى شدن اقتصاد است كه آن نيز، ماحصل سه دوره زيرين در توسعه بازارهاى بين‌المللى به شمار مى‌رود.