جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٧
معناست كه كشورهاى مركز يا متروپل يا استعمارگر به توليد كالاهاى سرمايهبر، با ارزش افزوده بالا و كشورهاى پيرامون يا استعمار شده ديروز و امروز، به توليد كالاهاى كاربر با ارزش افزوده پايين مىپردازند. حاصل اين تقسيم كار، پيدايش رابطه سلطهآميز به نفع غرب صنعتى و انحطاط روبه رشد شرق غير صنعتى است. به اين سان، جهان به دو بخش توسعه يافته، مدرن، صنعتى، اول، شمال، غنى از يك سو، و توسعه نيافته، سنتى، غير صنعتى، سوم، جنوب و فقير از سوى ديگر تقسيم مىشود. و نيز، روز به روز اين دو جهان از هم دورتر و شكاف بين آنها بيشتر مىگردد. بنابراين، جاى شگفتى نيست كه در سال ١٨٠٠/ ١٢٧٩ نسبت درآمد كشورهاى غنى به درآمد سرانه كشورهاى فقير دو به يك ولى در سال ١٩٧٥/ ١٣٥٤ اين نسبت معادل چهل به يك بود. اين كاهش درآمدها به فراوانى مرگ و مير، بيماريهاى مسرى و جمعيت غير ماهر انجاميده است. البته برخى از كشورهاى جهان سومى چون هنگ كنگ، سنگاپور، كره جنوبى، تايوان، مالزى، برزيل و شيلى به ظاهر از مُدل تقسيم كارِ كاربر با ارزش افزوده پايين فاصله گرفتهاند، ولى اين پيشرفتهاى ظاهرى در فضاى پيچيده و كنترل شده تجارت آزاد غربى قرار مىگيرد. گرچه تقسيم اجتماعى در دهههاى اخير جاى خود را به تقسيم فنى كار داده است، ولى همچنان غرب از تقسيم فنى كار سود مىبرد. «١» توسعه نابرابرى: در جهان امروز، تفاوتى فاحش و غير طبيعى بين كشورهاى جهان (: توسعه يافته و نيافته) وجود دارد، و با همه اقدامات به ظاهر صورت گرفته و با صرف نظر ا ز برخى از ادعاهاى موجود، شكاف بين كشورهاى شمال و جنوب، به ويژه پس از جنگ جهانى دوم در حال افزايش بوده است. از اين رو، سازمان ملل متحد، در دهه ١٩٥٠ و ١٩٦٠/ ١٣٣٠ و ١٣٤٠ برنامه كمك اقتصادى به جهان سوم را مطرح ساخت. اين كمكها به ظاهر براى رفع موانع اجتماعى و ...
توسعه انجام مىگرفت، ولى مهمترين هدف پنهانى كشورهاى كمك كننده، كنترل خطرهايى بوده است كه از سوى جهان سومىها، رفاه غرب را تهديد مىكرد. «٢» در نيل به اين هدف، غرب:
اولًا، نحوه هزينه كردن كمكهاى مالى را تعيين مىكرد؛ ثانياً، گروههاى كارشناسى غربى، از نزديك بر نحوه هزينه كردن اين كمكها، نظارت داشتند، به علاوه، كمكهاى مالى غربى از ويژگىهاى ديگرى نيز برخوردار بودند، از جمله: