جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٦
جنگ جهانى اول، به رغم اعمال محدوديت براى مهاجران غير متخصص، مهاجرت به غرب، فرايند تصاعدى را طى كرده است. مهاجرت پس از جنگ جهانى دوم، به ويژه از دهه ١٩٦٠/ ١٣٤٠ به بعد، همواره در حال افزايش بوده، به عنوان مثال در فاصله سالهاى ١٩٩٠ تا ١٩٩٥/ ١٣٦٩ تا ١٣٧٤، سه ميليون نفر به آمريكا مهاجرت كردهاند. افزايش مهاجرت، نوعى روند جهانىسازى كار و كارگر را نشان مىدهد، زيرا، پس از جنگ جهانى دوم، اغلب مهاجرتهاى كارگرى به سوى اروپاى غربى و آمريكاى شمالى صورت گرفته، مكانهايى كه در آن روند جهانى شدن با سرعت بيشترى در جريان است. با جهانى شدن كار و كارگر، قدرت دولتهاى جهان سومى در ممانعت از مهاجرت كارگران تقليل يافته، و فشار كارگران جوياى درآمد بيشتر، قدرتمندترين ضوابط بازدارنده را به زانو درآورده است. بنابراين، نبايد تعجب كرد كه جهانى سازان مروج و مدافع نقل و انتقال آزادانه نيروى كارند. «١» جهانىسازى و جهانى سازان به موج جديد و گسترده مهاجرت در پايان قرن بيستم دامن مىزنند، به گونهاى كه تعداد مهاجران قانونى در سال ١٩٩١/ ١٣٧٠ به بيش از صد ميليون نفر رسيد. اين اتفاق، علاوه بر دليلهاى گذشته، دلايل ديگرى نيز دارد، از جمله:
الف. كارگران مهاجر كه اغلب زاد و ولد زيادى دارند، براى كشورهاى غربى كه از رشد كم جمعيت رنج مىبرند، مفيدند.
ب. دو سوم مهاجرانى كه در دهه ١٩٩٠/ ١٣٧٠ به اروپا رفتهاند، مسلماناند، غربىها مىكوشند تا در تغيير مذهبى آنان موفق شوند. «٢» ب. شيوههاى اقتصادى جهانىسازى:
شيوههاى اقتصادى جهانىسازى در مقايسه با ابزارهاى اقتصادى جهانىسازى، غير ملموستر، ولى تأثير آن بيشتر است. به علاوه، كارآيى ابزارهاى اقتصادى جهانىسازى به كارآمدى شيوههاى اقتصادى جهانىسازى برمىگردد.
تقسيم بينالمللى كار: بىشك تقسيم بينالمللى كار، يك پديده استعمارى و امپرياليستى است كه هم زمان با رشد صنعتى غرب پديد آمد، و در سدههاى بعدى رشد كرد، و اكنون به اوج رسيده است. تقسيم بينالمللى كار كه از نوع تقسيم كار اجتماعى يا تقسيم مشاغل است، به آن