جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٤
واحد جهانى شكل گرفت. اين سازمانها به دخالت مستقيم در سياستِ دولتها برمىخيزند، و چون به شكل غير دموكراتيك انتخاب شدهاند، از حيطه نفوذ و كنترل نهادهايى چون مجلس، احزاب و مطبوعات داخلى و ملى خارجاند، و در تصميمگيرى و اتخاذ سياستهاى خود، اختيار مطلق دارند. بنابراين، اقدام آنها به تضعيف تدريجى دولت و حاكميت ملى مىانجامد و در اين شرايط، دولتهاى ديگر، انحصار قدرت سياسى را در دست نداشته و بيش از پيش تابع اتحاديههاى صنعتى، تجارى و نهادهاى بينالمللىاند. «١» بانك دارى جهانى يا جهانىسازى ماليه: در دهه ١٩٨٠/ ١٣٦٠، به علت گسترش فناورى نوين الكترونيك و ارتباطات، در ماليه جهانى تحولى جديد اتفاق افتاد. يكى از اين تحولات، نقش كاملًا تازه بانكها در واگذارى وامهاى فراملى بود، در حالى كه قبل از آن، اعطاى وام به كشورهاى توسعه نيافته رواج نداشت. شايد به آن علت كه عقب ماندگى، چندان وجود نداشت، و يا احساس نمىشد. در اين راستا، دول غربى و ثروتمند، حجم و تنوع بازارهاى پولى را آن قدر افزايش دادند كه بتوانند تقاضاى جهان سومىها را براى دريافت وام پاسخ دهند. از اين رو، اعجابانگيز نيست كه حجم عمليات بانكى بينالمللى در اواسط دهه ١٩٦٠/ ١٣٤٠، تقريباً از يك درصد توليد ناخالص داخلى مجموع اقتصاد بازار جهانى، به بيست درصد در نيمه دهه ١٩٨٠/ ١٣٦٠ برسد. «٢» در اوايل دهه ١٩٧٠/ ١٣٥٠، بازارهاى شرط بندى بر روى نرخ بهره، موسوم به آتيههاى مالى فعاليت خود را از آمريكا آغاز كرد و سپس به انگلستان، استراليا، ژاپن و فرانسه گسترش داد. در آغاز دهه ١٩٩٠/ ١٣٧٠، ارزش قراردادهايى كه در اين بازارها كه اكنون يكى از غولهاى ماليه بينالمللى است به ٢/ ١ تريليون دلار در سطح جهان رسيد. داد و ستدهاى تأمين بهره و پول كه تا پيش از سال ١٩٨٠/ ١٣٦٠ ناشناخته بود، در سال ١٩٩١/ ١٣٧٠ به رقم ٥/ ٢ تريليون دلار بالغ شد. اين اقدامات، بىثباتى مالى در جهان سوم را دامن مىزند، كسرى بودجه را در اين كشورها تشديد مىكند، بدهىهاى آنان را افزايش مىدهد، به افزايش تصنعى تورم مىانجامد، توزيع ثروت در طبقات خاص را تشويق مىكند. حاصل كار، رشد كسرى بودجه و بدهى جهان سوم است كه به يك رقم بىسابقه در تاريخ مىرسد. اين به آن معناست كه بخشهاى مالى