جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٠
دگرگونى را در اثر تركيبهاى نو و غير منتظره از انسانها، فرهنگها، ايدهها، سياستها، فيلمها و آرزوها به وجود مىآيند، مىستايد.» بنابراين، اساسىترين مؤلفه در ايده دو رگه شدن فرهنگ، تركيب، امتزاج و اختلاط است، ولى ناگفته پيداست كه اين امتزاج و اختلاط به نفع فرهنگ غرب است. به هر صورت جهانىسازى، فرايند آميزش فرهنگها را به نفع فرهنگ غير خودى (غربى) شتاب بخشيده و همسانسازى فرهنگ ملى را مختل كرده، بىتفاوتى خود را درباره حفظ انسجام فرهنگى و حفظ تمايز فرهنگى از فرهنگ غير ملى را نشان داده است. «١» در واقع دو رگه كردن فرهنگ، همان هويت زدايى فرهنگ است. در جهانىسازى، پاسداشتِ هويت فرهنگى، سد راه توسعه سياسى، اجتماعى و فرهنگى است. از اين رو، بايد استحاله و يا هويت زدايى شود. در حقيقت، هويت مستقل فرهنگى مانع از تقليد كوركورانه و منفعلانه فرهنگ بومى از فرهنگ جهانى، و تحميل فرهنگ و ايدئولوژىهاى وارداتى مىگردد. فرهنگ بومى قادر است، شيوه مديريت صحيح سازمانى، برآيند تركيب فن و مصرف و نيز شيوه مهار اجتماعى را مشخص و مهيا كند، در حالى كه اين عوامل سد راه جهانىسازى فرهنگ است. به عنوان مثال، رابطه بين فن و مصرف را مىتوان در مستعمرات آفريقايى اروپا ديد. به گونهاى كه مردم كشورهاى مستعمره ديروز انگليس، حتى در برابر پرداخت قيمت بيشتر، مصرف كالاهاى ساخت انگليس را ترجيح مىدهند. چنين رفتارى در نزد مردم مستعمرات فرانسه و ديگر كشورهاى اروپايى هم وجود دارد. بنابراين، تمايل به مصرف كالاهاى غربى، نمايان گر هويت زدايى فرهنگى آفريقايى است. «٢» - فرهنگى كردن زندگى اقتصادى: آن گونه كه واترز مىگويد، در سالهاى اوليه قرن گذشته، خط مونتاژ متحرك در صنايع صنعتى آمريكا ابداع شد. اين ابتكار كه از آن به فورديسم ياد مىشود، از انبوه كالاهاى استاندارد شده براى صدور به بازارهاى گسترده جهان حمايت مىكند.
به بيان ديگر، فورديسم مىكوشد با ماشينى كردن توليد و صرفه جويى در هزينهها، قيمت توليد كالا را كاهش دهد. حاصل استراتژى فورديسمى، جلب مشترى فراوان و دستيابى به ثروت كلان بود. فورديسم كه بيش از نيم قرن، بر صنايع آمريكا سايه افكنده بود، به تدريج پس از جنگ جهانى دوم، اعتبارش را از دست داد، و لذا آمريكا كوشيد با جايگزينى الگوى تيلوريسم كه